جلسه ۱۰۴
6...مهمی باشد که خواسته این مطلب را برساند. فرض کنید که من باب مثال نظیرش در آیۀ حلیّت و اینها است قُلْ لاٰ أَجِدُ فِي مٰا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلىٰ طٰاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاّٰ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اَللّٰهِ بِهِ فَمَنِ اُضْطُرَّ غَيْرَ بٰاغٍ وَ لاٰ عٰادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿الأنعام، ١٤٥﴾ خب در اینجا ما قطعاً میدانیم که در شرع مواردی هست که خارج از این مستثنی است قُلْ لاٰ أَجِدُ فِي مٰا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً ما خیلی از محرمات داریم سباع، وحوش، اینها إِلاّٰ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ که نیست، حتی اصلاً در این آیه کلب هم نیامده با اینکه کلب اصلاً نجس العین است، وحوش نجس العین نیستند لذا با تزکیه سباع و وحوش و اینها مذکا میشوند حالا آن اتیان صلاة در جلد و در اجزای حیوان غیر مأکول اللحم یک مطلب دیگر است قبول تزکیه و طهارت یک مسالۀ دیگر است، آن یک مطلب دیگر است. فرض کنید که شما اگر یک شیری را، یک اسدی را تزکیه کنید این میته نیست. اگر دست شما با پوست آن حیوان اصابت کند این میته نیست این طاهر است حالا صلاة با این جلد یک مطلب دیگر است، این دو مطلب با هم فرق میکند. ولی صحبت در این است که در این آیه آمده قُلْ لاٰ أَجِدُ فِي مٰا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلىٰ طٰاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاّٰ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ خب حتی کلب را در این آیه ذکر نکرده در حالی که کلب دیگر قطعاً مورد[برای اجتناب] هست. استفادهای که در اینجا میشود مثل اینکه عنایت شارع است به این موارد، چرا؟ چون در اینجا در آن موقع- البته خب بعضیها هم خواستند این مطلب را به یک نحوی بیان کنند، به یک قسمی خواستند بیان کنند- از عَلىٰ طٰاعِمٍ يَطْعَمُهُ خواستند استفاده کنند که این قید و عنوان عَلىٰ طٰاعِمٍ يَطْعَمُهُ اصلاً کلب را خارج میکند چون کسی کلب را نمیآید بخورد! کسی فرض کنید که بیاید سگ بخورد! یعنی این که اصلاً خروج موضوعی دارد در اینجا یا اینکه فرض کنید که ما اینجا نحوۀ دیگری بیان کنیم یعنی تکمیل کنیم به اینکه شارع در اینجا دارد خطاب با نصارا میکند، یا به مشرکین قُلْ لاٰ أَجِدُ.

