جلسه ۱۰۴
4علاوۀ بر اینکه، مضافاً بر اینکه آنچه که ما در روایات داریم لاتعاد الصلاة در [لاتعاد] صغیره، این مقداری که روایت این را میرساند عدم اعاده است به واسطۀ سجدۀ واحده. ما این مقدار میخواهیم ثابت کنیم یعنی به واسطۀ لاتعاد صغیر ما میخواهیم تخصیص بزنیم آن لاتعاد کبیر را یا تقیید بزنیم. یعنی لاتعاد کبیر اطلاق دارد یا اطلاق ندارد ما میگوییم اجمال دارد. یا اینکه بگوییم اطلاق دارد، با آن لاتعاد صغیر ما تقیید اطلاق لاتعاد کبیر را میزنیم یعنی لاتعاد کبیر شامل میشود سجدتین را و سجده را، لاتعاد صغیر میآید در اینجا سجدۀ واحده را برمیدارد میگوید نه، در صورتی که مصلی سجدۀ واحد را ناقص یا زائد اتیان کرد در این صورت لاتعاد صغیر میآید میگوید آن سجدۀ زائد داخل در مستثنی نیست بلکه داخل در مستثنی منه است و لاتعاد شامل آن میشود، خب در اینجا ما همین را میگوییم. آن وقت ما در مورد لاتعاد کبیر میگوییم اگر از روی سهو و نسیان فرض کنید که یک سجدهای را انجام داد در مستثنی منه، در مورد لاتعاد و الّا من خمسه، آن در مورد لاتعاد میگوییم که خب در آنجا اگر سهواً یا نسیاناً انجام ندهد، در آنجا حکم برداشته میشود. ما دیگر نباید در اینجا بیاییم سراغ لاتعاد صغیر. این مقداری که لاتعاد صغیر برمیدارد سجدۀ واحده را برمیدارد حالا بحث از این که سهو دارد یا سهو ندارد، این به لاتعاد صغیر مربوط نیست این به مستثنای ما در لاتعاد کبیر مربوط است، در آنجا باید بحث کنیم که آیا کیفیت اتیان اجزاء صلاة چه رکنیه چه غیر رکنیه، نحوۀ اتیانش به سهو و نسیان به چه کیفیت است؟ آیا عن علمٍ که مبتنی بر علم خلاف است آیا در آنجا اطلاق سهو میشود بر این یا اطلاق نمیشود؟ آن وقت در آنجا بحث میکنیم نباید اصلاً بحث در لاتعاد صغیر کنیم. آوردن بحث در لاتعاد صغیر در اینجا خلاف خواهد بود. پس بنابراین در اینجا این فتوای مشهور در غیر محل آن است و اگر شخصی بعد از سجدۀ واحده متذکر به عدم رکوع شود باید برگردد و رکوع انجام بدهد و بعد سجدۀ واحده را انجام دهد. این یک بحث که تمام شد.

