جلسه ۱۰۴
3جوابی که در اینجا میشود داد این است که درست است در اینجا سجده از روی یقین است اما ما در اینجا یک واسطۀ در ثبوت داریم که همان عدم اتیان به رکوع موجب علم به صحیحیت سجده در اینجا است. در واقع اگر عالم به عدم رکوع بود، این شخص اتیان به سجده نمیکرد. این اتیان به سجده مسبب از سهو در رکوع است چون در رکوع سهو دارد لذا عالم به صحت سجده هست. اگر میدانست که رکوع را اتیان نکرده سجده نمیکرد. پس در اینجا علم او مستند به سهو است و علم او تنزیلاً لا علم است مثل اینکه فرض کنید که از اول سجده نکرده. سهواً سجده را ترک کرده و آن علمی احکام علم و یقین روی آن حمل میشود که آن علم علم حقیقی و واقعی باشد اما اگر شخصی در نظر خود بداند که سجدۀ او صحیح است و این علم مستند به یک سهو دیگری است، این علم او هم لا علم خواهد بود.
حالا ما یک سوال میکنیم، فرض کنید یک شخصی عن علمٍ یک سجدۀ اضافی انجام میدهد چرا شارع این علم را لا علم فرض کرده است؟ چون این علم مستند به یک علم قبلی هست که علم قبلی او باطل است، یعنی دو علم در اینجا لحاظ شده:
علم اول اینکه یک سجده من انجام دادم، بر این اساس عن علمٍ سجدۀ دوم را انجام میدهم. این طور است دیگر. اما اگر علم اولش باطل بود یعنی علم به اینکه اتیان به سجدۀ واحده کرده، این علم علم باطل است. علم دوم مستند به این علم، این علم لا علم فرض میشود. پس بنابراین با وجود علم، شارع حکم به سهو کرده. به طور کلی در سهو اصلاً مساله همین طور است دیگر، یا در مورد نسیان هم این طور است. یک شخصی فراموش میکند در اینکه یک سجده انجام داده یا دو سجده انجام داده، نسیان ذُکر خود را میکند، حکم شرعی چه است؟ عدم اتیان است دیگر، وقتی که از محل تجاوز نشده باید اتیان به سجده کند. آن وقت حالا اگر بعد از صلاة معلوم شد که نه، این سه تا سجده انجام داده، این را میگویند نسیان یا سهو. علم یا عدم العلم مستند به یک علم باطل است، به خلاف واقع هست. در اینجا هم این روایت شامل آن خواهد شد. پس بنابراین فتوای مشهور در اینجا بلاوجه خواهد بود.

