جلسه ۱۰۳
5بناءً علی هذا در هنگام طلوع فجر، در آنجا این مطلب میآید که فجر به چه محقق میشود؟ آیا فجر یک حادثۀ سماوی است؟ یا اینکه نه، این فجر حادثۀ سماوی نیست، این فجر عبارت است از یک حادثهای که بنابر حسب رؤیت رائی، اختلاف پیدا میکند؟ نه این طور نیست، طلوع فجر عبارة عن حادثةٍ سماویه، عن امر سماوی و حکم رفته روی فجر، آنچه که شارع در مقام اثبات گفته است این از مقام تبیّن موضوع است نه از مقام تحقق موضوع، فرق است بین تحقق موضوع و بین تبیّن موضوع.
… وَ كُلُوا وَ اِشْرَبُوا حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ اَلْخَيْطُ اَلْأَبْيَضُ مِنَ اَلْخَيْطِ اَلْأَسْوَدِ مِنَ اَلْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا اَلصِّيٰامَ إِلَى اَللَّيْلِ … ﴿البقرة، ١٨٧﴾ تبیّن در اینجا در مقام تحقق موضوع نیست بلکه در مقام تبیّن موضوع است حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ اَلْخَيْطُ اَلْأَبْيَضُ مِنَ اَلْخَيْطِ اَلْأَسْوَدِ مِنَ اَلْفَجْرِ پس در اینجا ما در مقام تبیّن هستیم نه در مقام تحقق موضوع. این كُلُوا وَ اِشْرَبُوا روی فجر رفته است و در مقام تبیّن موضوع حکم رفته است روی تبیّن. بنابراین این حادثۀ سماوی از سماویت خودش و مقام ثبوت خارج نمیشود.
این فجر عبارت است از یک امر واحد سواءٌ اینکه مانعی وجود داشته باشد یا مانعی وجود نداشته باشد، سواءٌ اینکه آیا غیمی باشد در سماء و آن غیم مانع از بروز و ظهور فجر بشود، حکم روی فجر رفته. و سواءٌ اینکه غیمی نباشد، شعاع قمر، غالب و قاهر باشد، باز حکم روی فجر رفته. و هیچ کدام اینها نباشد و لیالی مظلمه باشد، غیر مقمره باشد که در آنجا باز حکم روی فجر رفته. پس معنا ندارد که شارع بیاید و بگوید که صلاة فجر که این صلاة مولود و معلول برای طلوع فجر است مستند به رؤیتی باشد که این رؤیت در مواقع و موارد مختلفه اختلاف داشته باشد. در آنجایی که ابر نباشد در آنجا نماز در این وقت باید خوانده شود. اگر ابر وجود داشته باشد و مکلف اطلاع نداشته باشد در آنجا باید یک ساعت بعد خوانده شود. در آنجایی که لیالی لیالی مقمره باشد در آنجا باید صلاة بعد خوانده شود. وجود قمر و وجود غیوم و غمامه و امثال ذلک دخالتی در حادثۀ سماویه ندارد و حادثۀ سماویه در مقام ثبوت موجب برای وجوب صلاة صبح خواهد بود. در مقام اثبات، مکلف هر چه که برایش روشن شد مکلف به همان است. اگر برای مکلف روشن شد، چشمش قوی است و...،

