جلسه ۱۰۳
3پس بنابراین آن روایاتی که، آن وقت در اینجا منوط میشود استتار قرص به اراضی غیر جبلیه، در اراضیی که فرض کنید انسان در صحرا هست یا در بحر است، در دریا هست و در آنجا اول استتار قرص موجب اذان صلاة مغرب است. اما در اراضی جبلیه، اراضیی که شمس در خلف جبل قرار میگیرد خب اینجا افق رائی جبال که نیست، افق رائی در صورتی که جبال نباشد آن فرق میکند تا آنجایی که جبال باشد، آن وقت اینجا که رائی در مکانی قرار گرفته است مکان جبل، در کوه قرار گرفته، اطرافش را جبال تشکیل میدهند، اینجا آن روایاتی که دلالت میکند بر احتیاط که وقتی که در اراضی جبلیه واقع شدی احتیاط کن چند دقیقه تا اینکه ذهاب حمرۀ مشرقیه بشود روایات مربوط به این اراضی میشود. این اراضی مثل اینکه فرض کنید که همدان که اصلاً در منطقۀ جبال قرار گرفته، کرمانشاه در مناطق جبال قرار گرفته یا فرض کنید که بسیاری از اراضی در لبنان، تمام اطراف، اینها همه جبال هستند و اصلاً رائی افق را نمیبیند، اصلاً رؤیت افق نمیکند مگر اینکه برود در فوق جبل آنجا ملاحظه کند.
پس این احتیاطی که در روایات است نه از باب اینکه امام مساله را نمیداند و نه از باب اینکه بنای شرع بر احتیاط است، ابدا به هیچ وجه من الوجوه بنای شرع بر احتیاط نیست الا احتیاطی که در دماء و اعراض و نفوس است، در آنجا میگویند احتیاط بکن اما نه اینکه در مسائل عبادیه و اینها بگویند احتیاط بکن. از باب تحقق موضوع است یعنی موضوع در اراضی غیر جبلیه و خصبه، این موضوع فرض کنید که استتار قرص است من باب مثال، این موضوع در اراضی جبلیه ذهاب حمرۀ مشرقیه است.
سؤال: یعنی ذهاب حمره را اماره قرار دادیم
جواب: احسنت! پس ذهاب حمره در اینجا با استتار یک امر واحدی میشود و این اماره برای استتار قرص در اینجا خواهد بود.

