جلسه ۱۰۳
2یکی در استتار قرص یا ذهاب حمرۀ مشرقیه است و دیگری وقت صلاة صبح، صلاة فجر است که در آنجا طلوع فجر است و اما در مورد وقت مغرب که این یک قاعدۀ کلی است که ما حالا عرض میکنیم بر اساس مبنا، بعد این را ما گسترش میدهیم حتی به دخول شهر به واسطۀ وجود هلال و او این است که - همان طوری که عرض شد- ما ذهاب حمرۀ مشرقیه را موجب برای دخول وقت بدانیم یا استتار قرص را، هر کدام از این دو یک حادثۀ سماوی هستند، در حادثۀ سماوی علم و عدم علم مکلف، دخالت ندارد. این حادثه متحقق میشود چه مکلف عالم شود چه مکلف عالم نشود. اما اینی که در موقع صلاة مغرب، ذهاب حمرۀ مشرقیه را در بعضی از روایات مد نظر قرار دادند به این علت است که به واسطۀ استتار قرص، نور از ناحیۀ مشرق به مسقط الرأس ذهاب پیدا میکند یعنی وقتی که این زمین کروی هست و شمس در فوق ارض است، بالنسبه به افق رائی این شعاع شمس عمود بر سمت مشرق، این شعاع شمس اشراق دارد بعد هر چه پایینتر میرود این نور از سمت مشرق میآید به سمت مغرب تا وقتی که از نظر افق رائی این آخرین خط ذهبی شمس استتار پیدا میکند و این در بیابان و صحرا که جبلی وجود ندارد برای انسان بسیار قابل رؤیت است یا اینکه فرض کنید که در دریا و بحر اگر انسان ملاحظه کند این مطلب را خیلی کاملاً واضح میتوانیم ببینیم که چطور شمس در افق، در بحر مخفی میشود یا در صحرا وقتی که جبالی وجود ندارد این شمس در آنجا مخفی میشود. پس اول دخول صلاة مغرب وقت استتار شمس است در افق،
سؤال: استتار شمس با آن ذهاب حمرۀ مشرقیه...هر دو یکی می شود؟
جواب: حالا اجازه بفرمایید،
در افق رائی وقتی که ما بخواهیم نگاه کنیم، این در اینجا مشرق و اینجا مغرب است، چون زمین کروی هست، کرویة الارض هست وقتی که شمس میآید در اینجا و مماس با افق رائی میشود، چون بالنسبه به هر رائی یک افق خاص وجود دارد دیگر، این زمین کروی است دیگر پس بالنسبه به افق رائی این شمس در تحت افق قرار میگیرد، در زیر افق قرار میگیرد، وقتی که قرار گرفت نور شمس به کدام سمت میخورد؟ از اینجا نور شمس میآید اینجا. وقتی که آمد اینجا یک رأس مخروط را تشکیل میدهد هنگام استتار قرص. اینجا مسقط الرأس این رائی خواهد بود. یعنی وقتی که رائی در اینجا قرار بگیرد مسقط الرأس، درست آن مکانی است که به شکل مخروط، شمس از اینجا خورده به بالای افق رائی، به واسطۀ استتار قرص تمام انوار از ناحیۀ مشرق میآید در مسقط الرأس قرار میگیرد. اینجاست که ما به واسطۀ این مساله، جمع میکنیم بین روایاتی که دلالت میکند ذهاب حمرۀ مشرقیه موجب دخول وقت است و روایاتی که دلالت میکند استتار قرص موجب دخول وقت است.

