جلسه ۱۰۲
4خب روایات حاکم است دیگر، حاکم بر ادلۀ بطلان است و توسعه میدهد دایرۀ اداء را، میگوید ادلۀ اداء نه این است که تمام رکعات در وقت واقع شود، نخیر، یک ادای تنزیلی هم داریم و آن ادایی است که یک رکعت او هم در وقت باشد پس در دایرۀ اداء توسعه میدهد آیا در دایرۀ اداء توسعه دادن لازمهاش توسعۀ در دایرۀ وقت است که ما بگوییم که اصلاً در دایرۀ وقت توسعه میدهد ولو اینکه وقت برای اربع رکعات موجود نیست اما تنزیلاً وقت برای رکعت واحده را، این را مثل اربع رکعات میکند وقتی که این طور شد پس بنابراین شرط وجوب در اینجا محقق است شرط وجوب که محقق شد حکم به اربع رکعات میآید؟ این طور نمیتوانیم بگوییم، نه، روایات در اینجا توسعۀ در وقت نمیدهد، روایات توسعۀ در اداء میدهد. از باب منتاً علی العباد. این در اینجا میآید رکعت واحد را حکم به اربع رکعات میکند اما اگر بخواهد توسعه در وقت بدهد این که منت نیست. بیشتر یک تکلیفی را ما بر عهدۀ مکلف گذاشتیم کجایش منت است؟
مکلف میخواهد در برود از زیر نماز، میگوید که نه این از باب توسعۀ در وقت، اگر ما تکلیف را جزو اعمال شاقه بدانیم اما اگر فرض کنید که منتاً علی العباد، تکلیف را یک افاضۀ فیض بدانیم خب باز در آنجا خود آن افاضۀ فیض است دیگر، خدا در اینجا میگوید که من نمی خواهم این نعمت از تو فوت شود در عین حال بیا این نماز را بخوان که این نعمت برایت باشد، بسته به این است که ما چطور تفسیر کنیم مسالۀ منت را.
اما آنچه که به حسب ظاهر است این است که روایات در مقام توسعۀ در وقت نیستند بلکه در مقام توسعۀ در ادلۀ اداء هستند و حکومت دارند بر آنها. با این لحاظ در مقام تکلیف باید حکم به این توسعه در اینجا باشد. اما اینکه فرض کنید که من باب مثال این من ادرک رکعة فقد ادرک الجمیع خود این من ادرک... دلالت بکند بر مقام تکلیف یعنی این برساند که این جهت منتاً علی العبادی...

