جلسه ۱۰۲
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض کنم که مطلب دیگر در مورد وقت است. شکی نیست در اینکه اتیان صلاة در خارج از وقت چه قبل از وقت و چه بعد از وقت، این موجب بطلان است و صرف ادلۀ شرایط، این ایجاب بطلان را میکند.
در اینجا روایتی هست از ابن ابی عمیر عن اسماعیل ریاح که فقط همین یک روایت است که دلالت میکند اذا صلیت و انت تری انک فی وقتٍ و لم یدخل وقت، فدخل الوقت انت فی الصلاة فقد اجزئت عنک
از آن طرف ما یک عده روایاتی داریم به این مضمون، گرچه به نفس این کلمه نیست من ادرک رکعة فقد ادرک الجمیع و بیانی که در آنجا هست این است که لازمۀ ادراک اداء، اتیان به صلاة در تمام وقت نیست بلکه به ادراک یک رکعت کفایت میکند.
البته در مسالۀ وقت خب یکی از مطالب مورد بحث این است که وقت آیا قید برای وجوب است یا قید برای واجب است؟ که ظاهراً این است که قید برای وجوب است نه قید برای واجب. بناءً علی هذا فرض کنید که اگر شخصی جایی برود، مسافرتی بکند و در این مسافرت اگر بخواهد قصد کند لازمهاش این است که یک نمازش فوت شود چون به مقدار چهار رکعت بیشتر این فرصت ندارد برای صلاة، نماز ظهر و عصر، و اگر قصد نکند هر دو صلاة ظهر و عصر را میتواند اتیان کند، آیا این واجب است که قصد نکند تا بتواند اتیان فریضه را بکند یا قصد بکند؟
اگر در اینجا ما قائل بشویم که وقت شرط برای وجوب است پس بنابراین اصلاً نماز ظهر بر ذمۀ او نیست چون در اینجا فقط وقت اختصاصی عصر است و بعد هم نماز ظهر را در اینجا باید قضا کند. اگر وقت، شرط برای واجب است باز در اینجا این لازم نیست قصد سفر را بکند و قصد حضر را نکند چون واجب بر اساس شرایط عقل و شرایط تکلیف، این واجب تعلق میگیرد به مکلف. ما باید ببینیم ابتداءً این واجب تعلق گرفته است به او یا اینکه تعلق نگرفته؟ اگر این ضیق در اتیان وقت داشته باشد، من اول الامر، واجب برای این فعلیت پیدا نکرده در مرحلۀ تنجز باقی مانده چون من غیر اختیارٍ این فرض کنید که قاصر در اتیان صلاة بوده. لذا اینکه بعضیها خب حکم به لزوم نیت سفر میکنند و عدم نیت توطُّن، این حکم باطل است.

