جلسه ۱۰۱
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
روایت لاتعاد از دو بخش و دو قسمت تشکیل میشود یکی قسمت مستثنی منه که همان لاتعاد الصلاة است و دیگری عقد مستثنی که عبارت است من خمسه.
مطالبی در بیان و تفسیر این روایت، حول و حوش چند مطلب وجود دارد:
یکی اینکه نسبت بین روایت لاتعاد و بین ادلۀ أجزاء چه نسبتی است؟ آیا نسبت نسبت تخصیص است یا نسبت نسبت حکومت است؟
آنچه که به نظر میرسد اینکه ادلۀ أجزاء، دلالت اطلاقی دارند یا دلالت عام بر دخالت اجزاء و شرایط و موانع در صحت صلاة و عدم صحت صلاة در صورت اخلال به اینها. البته خب بین اجزاء و شرایط و موانع اختلاف است. جزء در صلاة چه من باب رکن یا غیر رکن به آن جزئی گفته میشود که دخالت آن به نحو تقیّد و به نحو قید لحاظ شود یعنی تقید صلاة به هذا الجزء و نفس هذا الجزء علی ان یکون قیداً لصلاة، خب این میشود جزء. اما در مورد شرایط خب در اینجا دخالت به نحو تقید است و تقیید لا به نحو القیدیه. یعنی صلاة مقیَّد به هذا الشرط، صلاة مقید به طهارت، صلاة مقید به استقبال قبله، صلاة مقید به طهارت ثوب که این تقید در اینجا ملحوظ است ولکن این قید، خودش خارج است. تقیدٌ جزءٌ ؟ خارجی. یعنی طهارت جزء صلاة نیست بلکه تقید به طهارت، این دخالت در صلاة دارد و در مانع هم خب مانع به آن امری اطلاق میشود که وجودش مخل به صلاة است و عدم آن، مقید است. به عبارت دیگر تقیّد نفی دارد، صلاة مقید به عدم هذا الامر، صلاة مقید به عدم تکلم، صلاة مقید به عدم انحراف عن القبله.
خب این ادلۀ اجزاء و شرایط با عموم خودشان با لاتعاد و با مسالۀ عقد مستثنی منه در اینجا منافات دارند چون ادلۀ اجزاء و شرایط البته خب تکبیرة الاحرام و قیام قبل از رکوع، آن را هم جزو احکام به حساب میآورند، این با این مستثنی منه در اینجا منافات دارد چون لاتعاد الصلاة من کل شیءٍ، لاتعاد الصلاة من کل خللٍ. فاتحة الکتاب، قرائت، قیام، استقامت، تمام اینها جزء اجزاء هستند و این تنافی چطور در اینجا برطرف میشود؟

