اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۱

0
قواعد فقهیه
جلسات

نسبت بین روایت لاتعاد و بین ادلۀ أجزاء

نسخه عربی

جلسه ۱۰۱

7
  • اولین مساله مسالۀ طهور است. طهور یا اسم مصدر است به معنی الطهاره یا اینکه سبب برای اسم است که همان ماء یا تراب باشد. در هر صورت آنچه که از طهور استفاده می‌شود آن نتیجه ای است که عبارت است از طهارتی که حاصل می‌شود از ماء یا از تراب. بعضی‌ها گفتند که ممکن است منظور از طهور، طهارت خبثیه هم باشد و لاصلاة الا بطهورٍ یا الا من طهور این طهور طهارت خبثیه را هم در بر می‌گیرد چون طهارت خبثیه هم نتیجۀ طهارت به ماء است و این طهارت اطلاق دارد. اطلاق آن شامل طهارت از حدث و خبث می‌شود. 

  • جوابی که از این مساله داده شده این است که:

  • اولاً طهارت خبثیه را صریح روایات مورد عفو قرار دادند و علم را اخذ کردند به عنوان جزء الموضوع در طهارت خبثیه. و اگر قرار باشد بر اینکه لاتعاد الصلاة در اینجا شامل شود، با آن صریح روایاتی که اولاً دلالت بر اغماض از طهارت خبثیه هست مع عدم تقدم العلم و الا اگر اول علم مقدم شده باشد در آنجا نخیر باید اعاده کند صلاة را، مع عدم تقدم العلم در اینجا با آن روایات در تعارض هست پس بنابراین طهارت خبثیه نیست. این اولاً. 

  • ثانیاً طهارتی که در اینجا هست این طهارت به تناسب حکم و موضوع، دلالت بر اهمیت مطلب می‌کند. یک وقتی یک کسی است فرض کنید که اتیان صلاة می‌کند بدون طهارت، این اصلاً صلاة نیست. اصلاً معنا ندارد که شارع این صلاة را قبول کند یا اینکه صلاتی می‌کند که با طهارت خبثیه، حالا یک مقداری خون روی لباسش هست، نمی‌توانیم بگوییم که شارع اصلاً این را قبول نمی‌کند. اصلاً به تناسب بین مسالۀ اخلال این انسباق طهارت حدثیه از این می‌رود و طهارت خبثیه احتیاجی به دلیل دیگر در اینجا دارد.

  • اشکال سومی که به نظر می‌رسد این است که طهور در اینجا به معنای ماء و تراب است یعنی یا طهارت حاصل از ماء و تراب یا نفس ماء و تراب، هر کدام را ما بخواهیم بگیریم. و در طهارت خبثیه که تراب اصلاً معنا ندارد لذا در اینجا طهارت منظور طهارت حدثیه است یعنی طهارت متحصلۀ از ماء و تراب آن طهارت[منظور است] پس بنابراین طهارت خبثیه را شامل نمی‌شود، فقط طهارت طهارت حدثیه هست و طهارت خبثیه معفو است.