جلسه ۱۰۱
6ثانیاً اصلاً بیان قاعده در مقام خلل است یعنی قاعده میخواهد این را بفرماید که لاتعاد الصلاة بخلل فی الصلاة عن مبطل الا بهذه الخمسه. خب خلل که فقط اختصاص به این دو تا ندارد، شرایط و اجزاء ندارد موانع را هم در برمیگیرد. پس بنابراین لاتعاد الصلاة بایِّ مبطلٍ. مبطل را باید محذوف بگیریم، مخل را باید در نظر بگیریم و محذوف بگیریم. صلاة به هیچ مبطلی و به هیچ مخلی لاتعاد الا به هذه الخمسه که الطهور و الوقت و القبله و الرکوع و السجود باشد پس بنابراین در اینجا هم اشکالی از این نقطه نظر متوجه نیست. لذا این بحثی که میکنند که آیا نقیصه فقط مشمول روایت هست یا زیاده هم مشمول روایت [است] آن هم از همین جا روشن میشود. وقتی که ما محذوف را مخل بگیریم لاتعاد الصلاة بایِّ مخلٍ، لاتعاد الصلاة بای مبطلٍ خب این در اینجا نقیصه را هم شامل میشود زیاده را هم شامل میشود سواءٌ کان بزیادةٍ او بنقیصه چون هر دوی اینها در تحت این مسالۀ لاتعاد خواهد آمد. لذا از این نقطۀ نظر در بحث لاتعاد اشکالی باقی نمیماند.
البته چرا مطالب دیگری هست و در اینجا خواهد آمد که آیا اختصاص به این خمسه دارد یا اینکه مثلاً تکبیرة الاحرام را هم شامل میشود یا قیام قبل از رکوع را هم شامل میشود که آنها جزو ارکان هستند و ارتباط آنها و این مستثنی در اینجا چه خواهد شد چون ظرف ظرف استثنا است و در آنجا مطلب را عرض میکنیم. فعلاً بحث در همین عقد مستثنی بود که این دلالت میکند بر عدم اعاده بایِّ مخلٍ و ما باید محذوف را...،
آمدیم سراغ مستثنی، مسالۀ مستثنی جای بحث دارد. پنج مساله در روایت مذکور است:
طهور و وقت و قبله و رکوع و سجود که هر کدام اینها را ما باید جداگانه مورد بحث قرار دهیم.

