جلسه ۱۰۱
5مطلب دیگر اینکه در مورد قاعدۀ لاتعاد، محذوفی در اینجا وجود دارد. متعلق عدم اعاده ذکر نشده است یعنی علت عدم اخلال در اینجا ذکر نشده که لاتعاد چه؟ لاتعاد الصلاة بالاخلال؟ لاتعاد الصلاة بالشی؟ لاتعاد الصلاة بالجزء و الشرایط و الموانع؟ این لاتعاد الصلاة به ایِّ شیءٍ به ایِّ فعلٍ، این در اینجا ذکر نشده. بله در عقد مستثنی این لاتعاد الصلاة آمده است، لاتعاد الصلاة الا من خمسةٍ الطهور و القبلة و الوقت و الرکوع و السجود، این در اینجا ذکر شده. خب اینکه در اینجا ذکر شده این در اینجا چند قسم از اقسام صلاة ذکر شده؟ دو قسم ذکر شده. آن سه قسم اول شرایط است و رکوع و سجود هم اجزاء است پس بنابراین موانع در اینجا نیامده. خب در اینجا ما میگوییم اطلاق است. در اینجا اطلاق چه است؟ لاتعاد الصلاة. خب این عدم اعاده به چه تعلق میگیرد؟ در تقدیر محذوف باید ما به سیاق مراجعه کنیم. ممکن است بگوییم که لاتعاد الصلاة من ایِّ شیءٍ، هر چیزی این لاتعاد الصلاة. خب در اینجا این عام است و میتوانیم بگوییم اطلاق دارد. این اطلاق بالنسبه به اجزاء و شرایط و موانع است اما این اطلاق نسبت به اجزاء و شرایط و موانع از باب تناسب بین مستثنی و مستثنی منه، ما در اینجا موانع را در مستثنی نداریم فقط شرایط و اجزاء را داریم پس بنابراین در اینجا ما نمیتوانیم این شیء را بر ثلاثه حمل کنیم. لاتعاد بالصلاة من کل شیء، سواء کان اجزاءً و شرایط و سواء کان موانع. این هم یک مطلب.
جواب از این مساله این است که لاتعاد الصلاة، اولاً اینکه لازم نیست بین مستثنی و مستثنی منه من جمیع الجهات تطابق باشد و این خلاف است. فرض کنید شما که یک مستثنی میآورید این مستثنای شما ممکن است که یک فردی از مستثنی منه باشد و آن مستثنی منه دارای اصناف متعدده باشد. وقتی که میگوییم جاء القوم الا زیداً، حالا زید بقّال است آیا دلیل بر این است که همۀ قوم بقال هستند؟ داخل آنها عالم وجود ندارد؟ داخل آنها شخص خبیری وجود ندارد؟ داخل آنها زارع وجود ندارد فقط باید بقال باشند؟ نه، این طور که نیست. این فقط خروج از تحت یک عام است. خروج از تحت یک عام دلالت نمیکند بر اینکه همۀ افراد این عام مثل فرد خارج شده و مستثنی باشند، نخیر، آن یکی از این اصناف است. این اولاً.

