جلسه ۱۰۱
4سؤال: اینکه منتاً نیست دیگر، احکامی که احکام ثانویه هست در ظاهر احکام ثانویه است در باطن احکام و انشاء احکام اولیه هستند
جواب: خب بله،
سؤال: دیگر به عنوان منت نیستند
جواب: چرا منت همین است. منت این است که این موضوع را خداوند به خاطر اینکه این عبد او هست حالا بلند شده یک کاری کرده، یک زحمتی را در اینجا مرتکب شده است نمیگوید که من این نمازت را قبول ندارم، میگوید این نمازی که خواندی باید بلند شوی دوباره در حال التفات و در حال تذکر قضایش را هم به جا بیاوری، این منت نیست؟ تا اینکه از او قبول کند...
سؤال: عالم ناسی در عالم تشریع و انشاء یک موضوع داشت، در حالت التفات یک موضوعی.
جواب: نه، ببینید اصلاً خداوند میگوید نماز در حال سهو را من از تو قبول نمیکنم ولی عقابت نمیکنم اما بعد در وقت که ملتفت شدی باید اعاده کنی در خارج وقت که ملتفت شدی باید قضا کنی. میشود منت نباشد بگوید عقابت نمیکنم چون سهو و نسیان دست تو نیست اما اعاده و قضا چه؟ درست مثل مولایی که به یک عبد بگوید ایتنی به ماءٍ او اشتباهاً برود چیز دیگری بیاورد. بگوید خب اشتباه کردی عقابت نمیکنم اما باید بروی دوباره آب برداری بیاوری. منتاً این است که میگوید حالا که آب نیاوردی این را از تو قبول میکنم دیگر نمیخواهد زحمت بکشی بروی دوباره این را انجام بدهی. پس بنابراین بر تعدد موضوعات تعدد احکام اولیه هست و بناءً علی هذا این قاعدۀ لاتعاد کشف میکند از تعلق احکام کلیه بر موضوعات مختلفه در عالم انشاء منتاً علی العباد. این مطلب اول.
پس بنابراین [لا تعاد] حکومت دارد بر ادلۀ احکام که این حکومت موجب میشود که آن ادلۀ احکام، مختص به غیر از زمان سهو و نسیان و اضطرار و جهل عن قصورٍ و امثال ذلک بشوند.

