جلسه ۱۰۰
6پس بناءً علی هذا تمام اقسام غیر از عالم ناسی، اعاده در اینجا معنا ندارد و برداشته میشود.
اشکالی که بر این مطلب واقع میشود اشکال نقضی این است که در عالم ناسی شما چه میفرمایید؟ آیا در عالم ناسی امر اول برداشته شده؟ اگر فرض کنید که ما لاتعاد نداشتیم، آیا عالم ناسی امر اول[ساقط شده] بالنسبه به او یا هنوز ساقط نشده؟ خب این که ساقط نشده. چرا؟ چون مولا از عبد صلاة به تمام الاجزاء و الشرایط میخواهد و این فرقی نمیکند بین عالم ناسی و بین جاهل چون بالاخره هر دوی اینها بعضی از اجزاء و شرایط را در عالم خارج اتیان نکردهاند و وقتی که اتیان نکنند امر اول ساقط نشده است و وقتی که ساقط نشده است پس بنابراین اعاده در اینجا معنا ندارد. اعاده که معنا نداشت لاتعاد در اینجا شامل نمیشود. پس در مورد عالم ناسی این نقض اول وارد میشود به عدم اتیان اجزاء و شرایط. این یک.
ثانیاً بنا بر مسالۀ صحیحی و اعمی که در آنجا بحث بر سر این است که آیا الفاظ و عناوین برای عبادات و غیر عبادات، وضع برای صحیح یا اعم شدند، در آنجا آن قول محقق این است که الفاظ بر مبنای عام در اینجا وضع شدهاند، به عبارت دیگر صدق عرفی این عنوان، مصحح تطبیق این عنوان بر آن عمل خارجی خواهد بود. یعنی وقتی که عرفاً بر این عمل خارجی بگویند که هذا صلاةٌ ولو اینکه این صلاةٌ را بدون رکوع انجام بدهد، میگویند نماز بدون رکوع خواند نمیگویند نماز نخواند، اما اگر فرض کنید که من باب مثال به جای نماز بیاید ورزش کند که ورزش هم شبیه صلاة است، فرض کنید یک ریاضتی که شبیه صلاة است از او سر بزند، باز در اینجا عرف به این صلاة نمیگوید، این نماز خواند منتهی نماز بدون حمد، نماز بدون سوره. پس بنابراین بنا بر مبنای صحت اطلاق عناوین بر موضوعات خارجیۀ بدون اجزاء و شرایط، بنابراین که الفاظ وضع برای معنای عام شده باشند، بنابراین به این نماز که خوانده نماز میگویند ولو اینکه نمازش نماز تام الاجزاء نباشد. به این صلاة میگویند، صلاة بدون اجزاء، صلاة بدون شرایط، صلاة بدون رکوع، خب صلاة میگویند.

