جلسه ۱۰۰
5همین طور قاعدۀ لاتعاد و این روایت در آن موردی که شخص اتیان به صلاة نکرده است، در آنجا هم نمیآید. چرا نمیآید؟ به جهت اینکه وقتی که امر اول بر صلاة آمده است و آن امر اول، اجزاء و شرایط و موانع را شامل میشود و مکلف صلاة تام الاجزاء و الشرایط را اتیان نکرده است پس هنوز امر اول ساقط نشده. امر اول که ساقط نشده است پس بنابراین اعاده دیگر معنا ندارد. خب این بایست همان امر اول را اتیان کند. چطور اینکه مولا فرض کنید که به عبد میگوید ایتنی بماءٍ خب در اینجا در چه صورت اعادۀ به ایتنی بماءٍ صادق است؟ در آنجایی که عبد در مرتبۀ اُولی مائی را برای مولا آورده، مولا این آب را میخورد. برای مرتبۀ ثانیه عبد را امر میکند به اعاده، در اینجا میگوید دوباره بیاور. اما اگر فرض کنید که عبد در اینجا آب نیاورده، به جای اینکه آب بیاورد یک ظرف سرکه بیاورد، خِل بیاورد، یک ظرف انار بیاورد، رمان بیاورد، آیا امر به اعاده در اینجا صادق است؟ صادق نیست دیگر. در اینجا میگوید هنوز امر اول به حال خود باقی است، وقتی که امر اول به حال خود باقی است پس بنابراین اعاده معنا ندارد.
در مورد این قاعده آنچه که این آقایان میفرمایند این است که مولا امر به صلاة به تمام الاجزاء و الشرایط و عدم المانعیه کرده. خب اگر یک شخصی جاهلاً قاصراً او مقصراً و عالماً متعمداً، صلاة به غیر اجزاء و شرایطِ تمام را اتیان کند هنوز امر اول ساقط نشده، وقتی که امر اول ساقط نشد اعاده معنا ندارد. وقتی که اعاده معنا نداشت روایت لاتعاد شامل نمیشود. چون لاتعاد در جایی است که جای اعاده هست، یعنی ظرف اعاده هست بعد این روایت میآید اعاده را برمیدارد اما وقتی که امر اول هنوز به حال خودش باقی است، در اینجا دیگر معنا ندارد که لاتعاد بخواهد بیاید اعاده را بردارد.

