جلسه ۱۰۰
10...بالنسبه به جاهل آن حکم اولی که من کردم آن حکم اولی در مورد این تام الاجزاء و الشرایط نیست، بعضی اجزاء و شرایط را میتواند این انجام بدهد، به عبارت دیگر آن مطلوب من نسبت به جاهل این قسم است، مطلوب من نسبت به عالم به حکم اولی، آن قسم است! در حالتی که شارع یک همچنین حکمی را نکرده، ما فقط یک لاتعاد داریم، ما حکم دیگر نداریم. ما آنچه را که در اینجا داریم اوامری است نسبت به صلاة و این اوامر هم شامل جاهل خواهد شد همان طور که شامل عالم خواهد بود، یک لاتعاد داریم ما با لاتعاد نمیدانیم چه کنیم؟ این لاتعاد آیا جاهل را جدا میکند یا عالم ناسی را جدا میکند؟ پس در اینجا امر دائر مدار این میشود که ما یا دست از ظهور این اوامر بالنسبه به جاهل و عالم برداریم یعنی بگوییم که این اوامر بالنسبه به عالم است بالنسبه به جاهل نیست که این خلاف اجماع است، یا اینکه لاتعاد را مختص کنیم به موارد علم که در آنجا احکام بین عالم و [جاهل] مشترک است دست به او نمیزنیم، فقط مورد نسیان و سهو را از تحت این اوامر خارج میکنیم. خب مسلم آن دومی مقدم است که ما به واسطۀ لاتعاد دست از ظهور [اوامر] و این قاعدۀ ضروری که اجماعی است بر اینکه احکام مشترک بین عالم و جاهل است ما در اینجا به جای خود باقی بگذاریم و بعد سراغ عالم ناسی برویم. در مورد سهو و نسیان در آنجا ما این را از تحت این قاعده خارج کنیم و مشکلی هم پیش نمیآید.
اشکالی که در اینجا به نظر میرسد این است که این که شما میفرمایید احکام مشترک است بین عالم و جاهل، این از چه باب است؟ چرا در مورد ناسی مشترک نیست؟ خب در مورد ناسی هم همین است. احکام مشترک است، وقتی که شارع میگوید صلوا بهذه الاجزاء و الشرایط یعنی صلوا سواء کنت عالماً او کنت ناسیاً، سواء کنت جاهلاً قاصراً او مقصراً. آنی که شارع میخواهد این است که صلاة با این اجزاء و شرایط در خارج باشد خب این چه فرقی میکند؟ و عالم ناسی هم همان جاهل است هیچ فرقی نمیکند. کسی که جهل دارد یعنی جهل به موضوع دارد. خب جهل به موضوع یعنی سهو و نسیان دیگر، هیچ فرقی نمیکند. این صلاة بالنسبۀ به جاهل و عالم، در اینجا در مورد عالم ناسی هم شامل میشود بلافرقٍ و بدون هیچ گونه امتیاز و اختلاف. این اشکال اول.

