جلسه ۱۰۰
9پس بنابراین علم و جهل هم از همین قبیل است. علم و جهل متأخر از حکم هستند. شارع میآید اولاً بلا اول جعل حکم میکند صل بهذه الاجزاء و الشرایط، صل مع عدم مانعیة هذه الموارد، خب آیا ممکن است که شارع در نفس جعل حکم، جاهل به این حکم را هم اخذ کند بگوید که جاهل به حکم باید نماز را این طور بخواند؟ جاهل به حکم جاهل به کدام حکم؟ حکمی ما در اینجا نداریم. جاهل به این حکمی که الان من دارم میکنم؟ خب این تقدم الشیء علی نفسه لازم میآید. الان که مولا حکم میکند به صلاة، این چه صلاتی را در نظر گرفته است؟ صلاة با اجزاء و شرایط یا بدون اجزاء و شرایط؟
اگر صلاة با اجزاء و شرایط را در نظر گرفته، بعد مکلف نسبت به این صلاة با اجزاء و شرایط یا عالم است یا عالم نیست. یعنی علم و جهل مکلف متأخر است از تعلق حکم به صلاة مع الاجزاء و الشرایط. یا این حکم تعلق گرفته است به صلاة بدون اجزاء و شرایط، صلاة بدون اجزاء و شرایط که خلاف اجماع است. صلاة با اجزاء و شرایط که همان منطبق حکم است یعنی موضوع در اینجا مشخص شده، صل کما رأیتمونی اصلی، صلوا بهذه الاجزاء و الشرایط که اجزاء باشد، شرایط استقبال و عدم استقبال و طهارت ثوب و امثال ذلک باشد، عدم المانعیه باشد مانند عدم ارض غصبی یا عدم ابتلاء به امر مهم و اینها باشد. این صلاة مامور برای این خواهد بود. پس بنابراین وقتی که این صلاة مامور به است به این امر، آن وقت در اینجا نسبت به جاهل و عالم، این علی السوی خواهد بود.
بله شارع ممکن است به امر ثانوی جاهل را از عالم جدا کند یعنی اول بیاید، به عبارت دیگر در اینجا اطلاقی ما نداریم تا به آن اطلاق جاهل را از...،

