جلسه ۱۰۰
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث در مورد موارد عدم اتیان به اجزاء و شرایط و صدور موانع بود در قاعدۀ لاتعاد. عرض شد که بر اساس جهل و عدم جهل نسبت به اتیان و عدم اتیان اجزا و شرایط و موانع، اقسام متعددی هست:
یکی اینکه شخص عالم و عامد باشد
و دیگر اینکه عالم و ساهی باشد و ناسی.
و اما در مورد جهل:
جاهل یا قاصر است
یا مقصر.
و آن جاهل قاصر هم:
یا عالم من اول الامر است
یا اینکه عالم من اول الامر نیست بلکه جاهل است ابتدائاً و استدامتاً.
عرض شد که موردی که قطعاً از بحث قاعدۀ لاتعاد خارج است آن عالم عامد است چون نفس ادلۀ اجزاء و شرایط، دال بر بطلان مأمورٌ به بدون اجزاء و شرایط خواهد بود و اگر چنانچه حکم به صحت مامور به عالم عامد بشود، این موجب اجتماع نقیضین در مساله هست که از یک طرف ادله، قائل به بطلان و از طرف دیگر لاتعاد، قائل به عدم بطلان خواهد بود. این یک مورد.
و اما موردی که قطعاً داخل در تحت قاعدۀ لاتعاد است او عالم ناسی است چون هیچ وجهی که موجب شود که به آن وجه عالم ناسی از تحت قاعدۀ لاتعاد بیرون بیاید وجود ندارد. اولاً از باب امتثال که خب این عالم است و تحصیل علم کرده و عالم به حکم است و عالم به موضوع است. این از نقطۀ نظر التزام نفسی، این مطلب تام است. از نقطۀ نظر عمل هیچ تقصیری و هیچ قصوری در عالم ناسی وجود ندارد، از باب اینکه نسیان یک امر لازمۀ نفوس بشری هست، از این نقطۀ نظر نسیان هم در اینجا هیچ نوع محذوریتی برای عالم از نقطۀ نظر ترتب تکلیف به وجود نمیآورد. فقط تنها مطلبی که هست این است که در این مورد، در مورد نسیان عدم اتیان مامور به است که با قاعدۀ لاتعاد این عدم اتیان مرتفع میشود و حکم به اتیان میشود تنزیلاً و لاتعاد در اینجا محکّم است، این مورد موردی است که شکی و شبههای در آن نبود.

