جلسه ۱۰۰
4بناءً علی هذا متحصل از بحث این شد که در مورد عالم عامد و در مورد جاهل مقصر، هر دو، قاعدۀ لاتعاد شامل اینها نخواهد شد بلکه به همان امر اول، اینها مکلف هستند بر اتیان به ثانی و همین طور ثالث تا اینکه اتیان به مامور به بتمامیت الاجزاء و شرایط از آنها متحقق بشود. و اما در مورد عالم ناسی و همین طور در مورد جاهل متقدم بالعلم که جاهل قاصری است اما علم بر او تقدم گرفته است که آن هم مانند عالم است بلافرقٍ و همین طور در مورد جاهل قاصر قاعدۀ لاتعاد شامل همۀ اینها خواهد شد. این بحث راجع به شمول قاعده به بعضی از اقسام خمسه و عدم شمول قاعده به بعضی دیگر از اقسام خمسه.
مشهور در اینجا قائل هستند به این که شمول قاعده فقط به عالم ناسی است و عدم شمول آن نسبت به جاهل مقصر، عالم متعمد، جاهل قاصر به کلا قسمین، هم در صورتی که علم تقدم دارد و هم در آنجایی که علم تقدم ندارد، می باشد.
دلیلی که مشهور میآورند آنچه که مستفاد میشود این است که قاعدۀ لاتعاد نفی [اعاده] را میکند. نفی [اعاده] از باب عدم و ملکه در موقف و در موردی که در آنجا اعاده باید باشد. یعنی اگر فرض کنید که من باب مثال در یک جا اعاده هست، یعنی باید در آنجا اعاده بشود، در آنجا قاعدۀ لاتعاد میآید آنجا را نفی میکند. اما اگر یک موردی اعاده اصلاً در آن مورد نبود، فرض کنید که شخص اتیان به صلاة کرده است صحیحاً و تماماً با تام الاجزاء و الشرایط، آیا قاعدۀ لاتعاد اصلاً در آنجا میآید؟ اصلاً در آنجا نمیآید. اصلاً قاعدۀ لاتعاد در مصلیی که اتیان به صلاة کرده تام الاجزاء و الشرایط، اصلاً در آنجا نمیآید چرا؟ چون از باب عدم و ملکه، لاتعاد در ظرفِ صحتِ اعاده است و وقتی که این شخص آن صلاة را اتیان کرده تکلیف برداشته شده. وقتی تکلیف برداشته شود دیگر اعاده نیست. دیگر اصلاً لاتعاد در آنجا نمیآید.

