جلسه ۹۹
2یا اینکه عالم به حکم است. این عالم بودن به حکم هم دو صورت دارد:
یا اینکه عالم است و عامداً ترک میکند
یا عالم است و ناسیاً ترک میکند یعنی ترک او بر اساس نسیان است.
در مورد جهل، آن هم دو قسم میشود:
جهلی که از روی جهل بسیط باشد، یا از اول نرفته به دنبال علم
یا رفته به دنبال علم و تحصیل علم کرده و بعداً نسیان برای او عارض شده. اول رفته مسأله را پرسیده تا یک مدتی هم مسأله را بلد بود بعد کم کم فراموش کرده مسأله را، مراجعه نکرده، خب برای او نسیان پیدا شده. این صور قضیه و مسأله است.
در مرحلهی اول ما باید بدانیم که مصبِّ روایت کجاست؟ روایت در مقام امتنان است. یعنی از باب امتنان، شارع در اینجا ترخیصاً علی العباد، حکم به عدم اعاده و قضا را کرده است در صورت اخلال به جزء یا شرط یا اخلال به توسط مانع، حرف زدن در نماز، عدم اتیان به حمد، عدم طهارت ثوب، طهارت خبثیهی ثوب و امثال ذلک که اینها جنبهی جزئیت یا شرطیت و مانعیت دارند.
بناءً علی هذا مصبِّ روایت، خود بیان این نکته است که ما باید ببینیم از این صور خمسه، کدامیک از اینها با مقام امتنان سازگاری دارند؟ با مقام امتنان میسازد؟ یعنی به جای اینکه فرض کنید که من باب مثال مانند آقایان وارد در استدلال بشویم که آیا عمد را میگیرد؟ آیا عمد ناسی را هم میگیرد؟ عمد عالم عامد را میگیرد؟ جاهل مقصر را میگیرد؟ جاهل جهل بسیط را میگیرد؟ جاهل مرکب را می گیرد؟ به جای اینکه سراغ اینها برویم، در وهلهی اول اگر ما آمدیم این روایت را این طور معنا کردیم که روایت در مقام امتنان است، به عبارت دیگر در مقام بیان مریدی است که میخواهد امتثال امر مولا را بکند، این روایت در این مقام است، وقتی که این طور شد این مواردی که در اینجا در مقام خلل، از اقسام مکلف عرض شد ما در اینجا باید ببینیم این روایت کدامیک از اینها را شامل میشود و کدامیک از اینها را قطعاً شامل نمیشود؟

