جلسه ۹۹
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض شد که در حدیث لاتعاد پنج مسأله استثناست: طهارت و استقبال قبله و وقت، این سهتا به عنوان شرطیت، و رکوع و سجود هم به عنوان جزئیت.
باید ببینیم این قاعده که در این روایت بیان شده در چه مقامی آمده؟ البته غیر از این شرایط و اجزاء، خب ما اجزاء دیگر که اجزاء رکنیه هم باشد داریم مانند تکبیرة الاحرام ؟ اجزاء رکنیهی صلاة و یا قیام قبل از رکوع، این جزو اجزاء رکنیه است که البته خلافی نیست در اینکه این حصر در اینجا یک حصر عقلی نیست چون هیچ خلافی نیست که اخلال به رکن موجب ابطال صلاة است بایِّ نحوٍ کان، جاهلاً او عالماً، ناسیاً او عامداً. ولی صحبت در این است که این روایت در چه مقامی است و این قاعده آیا جمیع اقسام خلل و کیفیات را در بر میگیرد یا اختصاص به بعضی دارد؟
ما میتوانیم مکلف را در مقام اتیان صلاة و در مقام امتثال به چند دسته تقسیم کنیم:
یک وقتی انسان جاهل به حکم یا موضوع است.
یک وقتی عالم به حکم و موضوع است.
اگر جاهل به حکم یا موضوع باشد این هم به چند دسته تقسیم میشود:
یا جاهل مرکب است، جهل مرکب دارد یعنی میداند که اینها خللی وارد نمیکند که این جهل مرکب است.
یا جاهل بسیط است یعنی نمیداند که اینها خلل وارد میکند، جهل بسیط دارد.
جهل بسیط هم یا اینکه قاصر است.
یا مقصر است. یعنی به ذهن او نمیآید که اخلال به این جزء، مبطل است و در مقام تبیین هم نبوده.
یا اینکه نه خود را در معرض قرار نداده، عمداً نرفته سوال کند. جاهل به حکم یا موضوع هست اما نرفته سوال کند. برایش میسور بود که برود از احکام نماز سوال کند، طلبه جلوی دستش است میتواند برود بگوید آقا این نماز چه اجزائی دارد؟ چه موانعی دارد؟ شرطیت نماز چیست؟ مانعیتش چیست؟ جزئش چیست؟ مبطلات چیست؟ منتهی نمیرود بپرسد و میگوید چون نمیتوانم بپرسم پس بنابراین لاتعاد شامل ما میشود.

