جلسه ۹۹
3لاشک و لاشبهه در اینکه در مقام امتنان، متیقن آن موردی است که مکلف عالماً و ناسیاً یک فعلی را من باب جزئیت یا شرطیت ترک کرده باشد یا اتیان به یک مانعی در اینجا کرده، این دیگر حد متیقن است. به جهت اینکه مکلف در مقام امتثال هم به حکم التزامی در اینجا تن داده و عمل کرده و هم به حکم جوارحی یعنی به عبارت دیگر هم جوانحی در اینجا مورد لحاظ مکلف است و هم جوارحی.
در وهلهی اول خب مکلف تحصیل علم کرده، خب این وجوب اول. و از باب تبیّن و تعیین حکم و موضوع، آمده مطالب را کسب کرده، پس از این نقطهی نظر گناهی متوجه او نیست بلکه امتثال امر مولا را کرده و با تحصیل علم نسبت به اجزاء و شرایط و مانع، آن التزام جوانحی را که وجوب معرفت احکام است، این اولاً این را تحصیل کرده، پس از این نقطه نظر اشکال متوجه مکلف نیست و مکلف از این نظر در مندوحه است.
و اما از نقطهی نظر دوم که در مرحلهی اتیان به جوارح باشد خب در اینجا مکلف در نسیانی که برای او عارض میشود نسبت به خلل از اجزاء و شرایط، آیا در اینجا تقصیر کرده یا تقصیر نکرده؟ نسیان یکی از موارد رفع است دیگر. نسیان که موجب تقصیر برای مکلف نمیشود. پس بنابراین، هم از نقطهی نظر التزام قلبی در مندوحه است در اینجا و هم از نقطهی نظر فعل خارج که مقام عمل است، عمل او مترتب بر نسیان است که نسیان هم به هیچ وجه من الوجوهی در اختیار مکلف نبوده. پس اگر ما بخواهیم قاعدهی امتنان را در این روایت بر یک مکلفی متیقناً ثابت کنیم، مکلفی است که عالم و ناسی است، این مکلف قطعاً مشمول این روایت خواهد بود. خب این یک بحث راجع به این طرف قضیه.
مطلب دوم، میآییم سراغ اینکه غیر از عالم ناسی، آیا افراد دیگر از این چند گروهی که تقسیم شد، آیا اینها مشمول قاعده هستند یا نیستند؟

