جلسه ۹۸
3پس بنابراین ما با آن ادلهای که روایات کر هست میتوانیم جمع بین آن روایات کنیم و بین ادلهی نزح ماء بئر. علاوهی بر آن ما میتوانیم بین آن روایات نزح ماء بئر و بین این روایت تهذیب هم در اینجا جمع کنیم. روایت محمد بن الحسن در اینجا این است که بئر ؟ منها و یتوضأ به و غسل منه الثیاب و عجن به ثم علم انه کان فیها میته قال لابأس و لایغسل منه الثوب و لاتعاد منه الصلاة. خب در اینجا این میته هم همین است، یک وقتی میته مُنتنه میشود و متعفن میشود و رائحهی ماء متغیر میشود، در این صورت مشمول ادلهی نزح ماء بئر میشود. یک وقتی نه، فقط میته میافتد، فرض کنید یک گربهای میفتد یا یک طائری در آنجا میافتد، در اینجا نه، فقط آن میته برداشته میشود و ماء بئر هم بلا اشکال در اینجا میماند. پس بنابراین اختلافی دیگر بین این روایت و بین روایات نزح ماء بئر وجود ندارد.
سؤال: این می رساند که متنجس هست
جواب: نخیر متنجس نیست.
سؤال: متنجس هست که می گوید اعاده ندارد و الا باید بگوید اصلاً نجس نشده، حالا که شستید دیگر نشویید، اعاده نیاز نیست
جواب:خب لاتعاد منه الصلاة، با آن ادلهای که میگوید اگر وضوی شما از آب متنجس بود صلاة را اعاده بکنید چه میکنید؟
سؤال: در صورتی که از اول بدانی، اگر ندانی...
جواب: در مورد طهور که کسی نگفته این حرف را. اگر شما نماز بیوضو بخوانید ولو اینکه ندانید خب نماز را باید اعاده کنید.
سؤال: اگر این طور متنجس باشد اعاده لازم نیست
جواب: متنجس که خب موجب طهارت نمیشود
سؤال: بله نسبت به آینده اما نسبت به چیزی که گذشته که می شود
جواب: موجب طهارت اصلاً نمیشود طهور، مثل اینکه اصلاً شما وضو نگرفتید، اصلاً شما وضو نگرفتید. شما با یک آب نجس وضو میگیرید، بر فرض نسیاناً هم باشد، هر چه باشد، کسی فتوا نداده به اینکه نباید اعاده کرد، اعاده میخواهد.

