جلسه ۹۸
2اختلاف روایت اول و دوم در این است که در روایت اول، طهارت حدثیه و خبثیه مورد نظر هست و در روایت دوم به چهارتای دیگر اشاره میکند. به عبارت دیگر بین روایت اول و بین روایت دوم تعارضی وجود ندارد بلکه هر دو مثبتین هستند.
ادلهی نزح ماء بئر دلالت بر وجوب نزح میکند در صورت وجود میته در ماء بئر و با این روایت این وجوب نزح در اینجا مورد تأمل قرار میگیرد. بعضیها مانند علامه و محقق قائل به یک توجیحی شدند به مقتضای این روایت که خب بد نیست در اینجا اشارهای به این بشود گرچه خارج از محل کلام است و آن اینکه روایت، وجود میته را در اینجا ثابت میکند ثم علم انه کان فیها میته در حالی که در روایات دیگر با فرض وجود میته، وجوب نزح در اینجا هست.
این آقایان قائل به این شدند که آن روایاتی که دال بر انفعال ماء بئر است، آن بر فرض عدم کرّیت است و این روایتی که عدم انفعال را در اینجا میرساند این بر فرض کرّیت است.
ولکن این مطلب جای تأمل دارد به جهت اینکه این همه روایاتی که دلالت بر وجوب نزح ماء بئر دارد، این همه روایات با فرض کریت در همهی آبار است. اگر شما صد بئر را در نظر بگیرید نود و پنجتای از این آبار، اینها کر هستند و مقدار مائیت این ابیار در این موارد مختلف مقدار کر...
... محرز است و چه بسا به اضعاف مضاعف مقدار کریت در اینجا هست، آن وقت معنا ندارد که این همه روایات در اینجا بیاید و تمام اینها فقط منحصر بشود در مصداق نادر الوجود که عبارت است از آن بئری که خب آبش به مقدار کر نمیرسد.
پس بنابراین توجیه بین آن روایات و بین این صحیحه این است که یک وقتی همان طوری که در ادلهی ماء کر در آنجا بحث میشود خب آن ادله در همین جا میآید، آن ادله این است که الماء اذا بلغ قدر کر لم ینجسه شیء اما اذا تغیر لونه او طعمه او رائحة فیتنجس. فرض کنید که اگر یک آب کری باشد و یک عذرهای در این ماء کر بیفتد این آب کر نجس نمیشود. فرض کنید که اگر انسان آن عذره را از آنجا بردارد بقیهی ماء طاهر است. اما اگر به واسطهی عذره این آب متغیر شد دیگر در اینجا این ماء متنجس میشود. خب در مورد این ابیار هم همین حرف را ما میزنیم میگوییم که اگر این میتهای که افتاده در آنجا یا فرض کنید آن عذرهای که افتاده در آنجا، اگر باعث تغیر ماء شود این ادله هست، اگر باعث تغیر ماء نشود خب این روایت به جای خودش هست یعنی باعث تنجس نمیشود و خود نحوهی ادله و روایاتی که دلالت بر نزح ماء بئر میکند این معنا را میرساند. اینی که میگوید نزح کنید تا وقتی که به نبع جدید برسد، همان نبع جدید خودش دلالت میکند بر اینکه منظور از روایات این است که آن خصوصیات مائیه از تغیر در اینجا از بین برود.

