جلسه ۹۶
6مسألهی دوم اینکه این اقرار عن علمٍ نیست. اقرار العقلا علی انفسهم نافذ باید ببینیم جنبه و حیثیت اقرار چگونه است؟ این شخصی که میداند در عین این که این با او وطی کرده و دوتا رفیق دیگرش هم با این وطی کردهاند آن وقت از کجا این شخص یقین دارد بر اینکه بچه برای اوست؟ پس این اقرار عن علمٍ نیست، این اقرار عن یقینٍ نیست، پس اصلاً به این اقرار ترتیب اثر داده نمیشود، این فقط صرف یک ادعایی است، یک سنگی را پرتاب کردن است، یک سهمی را رها کردن است. و در اینجا به مقتضای عدم حجیت اقرار در این گونه موارد که مستند او مستند علم نیست بلکه اقرار در واقع به حساب نمیآید، بلکه ادعایی در اینجا هست. این طور نیست که در اینجا چیزی بر ذمۀ او تعلق نگیرد، یعنی چیزی را مستحق نباشد بالاخره در ثلث این جاریه این سهیم بوده، الان این بچهای که به دنیا آمده مشخص نیست که این بچه از چه کسی است، به واسطهی قرعه، صاحب مشخص میشود و چون این ام ولد ملحق میشود به این صاحب ولد لذا [ثلثین] قیمت این ام ولد را شخص باید بپردازد چون دیگران[(دو نفر دیگر)] دیگر حق وطی با این جاریه را ندارند و فقط صاحب ولد باید با این جاریه وطی کند.
و اما اشکال اول این بود که چرا هم نسبت به ام و هم نسبت به ولد باید غرامت پرداخت شود؟
جواب این است که نسبت به ام که مشخص است چون جاریه همین قدر که از یک فرد حر، صاحب ولد شد، دیگر در تحت حبالهی نکاح حر است و عند الموت، از سهم فرزند، آزاد میشود. بلا اختیارٍ از سهم این بچهاش آزاد میشود پس بنابراین دیگران[(آن دو نفر شریک دیگر)] حق ندارند، وقتی که حق نداشتند از باب غرامت بایستی که [ثلثین] قیمت جاریه به آنها[(یعنی به هر نفر ثلث قیمت جاریه)] پرداخت شود.

