جلسه ۹۶
9مورد دیگر- که این بیشتر مورد نظر هست- این است که شخص نذر کند اول مملوکی که پیدا کند آزاد کند، عتق بکند. در اینجا بر طبق روایتی که بوده شش مملوک با هم پیدا میکند، سئلت ابا عبداللَه عن رجل قال اول مملوک... فهو حر فأصابه سته قال انما کان نیت علی واحد، یکی بوده، فالیختر...، خب در اینجا حضرت حکم به اختیار میفرمایند، به اختیار باید بکند هر کسی را که او میخواهد آزاد کند. اما در بعضی از روایات در اینجا حکم به قرعه شده.
لذا در اینجا ما میتوانیم بگوییم که قرعه در اینجا یک جهت استحبابی دارد و واقعش هم همین است، وقتی که یک نفر میگوید اولین مملوکی که پیدا میکنم حر هست و یک مرتبه ششتا پیدا می کند، خب دیگر اختیار با این است، یک کدام را انتخاب می کند دیگر. بد قیافه یا خوش قیافهای از آنها، هر کدام را میخواهد بگیرد و بعد آزاد کند. بعضیها خب در اینجا...
سؤال: این که می فرمایید قرعه در اینجا استحبابی می شود یعنی یک امر عبادی می شود؟
جواب: استحباب قرعه، یعنی این یک مسألۀ عرفی است. اگر قرعه من باب مثال در اینجا نداشتیم شخص چه میکرده؟ یکی را اختیار میکرده دیگر، اینطور نبوده که...، بالاخره عرف میگوید که نیت تو بر یکی از اینها واقع می شود. کأنّ امام علیه السلام دارد حکایت از یک قضیهی عرفی میکند میگوید نیت تو ششتا بوده یا یکی؟ میگوید خب یکی بوده. میگوید حالا ششتا با هم پیدا کردی خب یکی را انتخاب کن، این دیگر اختیارش با اوست. فأختر ایّ ما شاء هر کدام را میخواهد. در اینجا مشخص میشود که قرعه در اینجا اضافهی بر این است. یعنی هر کدام را میخواهد میتواند انتخاب کند ولی بهتر این است که این اختیارش با قرعه باشد.
البته بعضیها گفتند که خب این که فأختر ایّ ما شاء این اختیار را میرساند یعنی باید یکی را اختیار کند و منافات با ادلهی قرعه ندارد که این اختیار باید به واسطهی قرعه باشد.

