جلسه ۹۶
3یکی از آن موارد همین شاة موطوئه است که خب فتوای جمیع فقهاء، بلکه اجماعی بر این است که باید به قرعه عمل شود گرچه مقتضای قواعد در اینجا بنابر اینکه ما علم اجمالی را منجز بدانیم و مخلی برای انحلال علم اجمالی در اینجا پیدا نکنیم، در اینجا باید قائل به قرعه بشویم. اما همان طوری که قبلاً در این موردِ به خصوص عرض شد، متقضای علم اجمالی در شبهات محصوره اجتناب از جمیعش خواهد بود بنا بر مبنای قوم الا اینکه از باب توجه ضرر عظیم و عسر و حرج، در اینجا قائل به قرعه شدند و این قاعدهی ضرر موجب شده است که به این علم اجمالی در اینجا عمل نشود.
اشکالاتی که در اینجا عرض شد حالا بالاجمال اشاره میشود:
یکی اینکه این حد ضرر در اینجا چه حد است؟ آیا منظور از ضرر ضرر عظیم است یا ضرر غیرعظیم را هم در برمیگیرد و به طور کلی معیار برای عدم اجرای علم اجمالی در شبهات محصوره چقدر است و چه عددی موجب ضرر است و چه عددی موجب ضرر نیست؟ خب این خودش جای بحث است و اگر این قاعدهی قرعه در اینجا نبود آیا شما هم قائل به قرعه بودید یا اینکه به مقتضای علم اجمالی در شبهات محصوره، اجتناب از جمیع را لازم میدیدید؟ این یک اشکال.
اشکال دیگر اینکه در قضیهی شبههی محصوره باید ببینیم که منظور از محصوره در اینجا چیست؟ یک وقتی محصوره خیلی منجز است و معین است، یک وقتی محصورهای را که آقایان میگویند این محصوره خودش غیرمحصوره میشود، گرچه محصوره است به حسب ظاهر اما خب اگر به دقت عقلی نگاه کنیم این شبهه شبههی غیرمحصوره است. فرض کنید که اگر به اندازهی ده سانت از این فرش سه در چهار نجس شود بنا بر رأی قوم، این شبهه را باید محصوره بدانیم اما وقتی که تقسیم میکنیم این ده سانت را بر [کل فرش،] این شبههی غیرمحصوره میشود. به جهت ازدیاد در محاسبات طبعاً شبهه غیرمحصوره میشود.

