جلسه ۹۶
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
سؤال: ... آیا متنجس در تطهیر برای نماز حکم نجس را دارد؟
جواب: بله، البته متنجس اول، [تطهیر] آن واجب است.
سؤال: یعنی فرقی با نجس نمی کند؟
جواب: نه.
سؤال: پس ثمرۀ نزاع در چیست؟
جواب: فقط در تأثیر و عدم تأثیر است، از باب فعل و انفعال است و از نظر فعل، نجس موثر است و فاعل است و شیء را منفعل میکند اما متنجس نه، به نفسه نجس است ولکن موثر نیست.
سؤال: ...؟
جواب: پاک است. بله.
سؤال: یعنی متنجس هم نیست دیگر؟
جواب: نخیر دیگر. ولی اگر فرض کنید که با همین لباس، مصلی بخواهد نماز بخواند باید تطهیر کند. اگر فرض کنید که به لباسی بول اصابت کرده و رطوبت بول تا وقتی که هست عین نجاست هست. وقتی که بول خشک شود این لباس دیگر نجس نخواهد بود یعنی موثر نخواهد بود.
سؤال: منجس نیست
جواب: منجس دیگر نیست، بله. ولیکن برای نماز بایستی که مصلی آن را تطهیر کند.
سؤال: در مورد دم چطور؟ ... دم مدتی که بماند رنگش بر می گردد و شاید اگر آن را تجزیه کنند آن دم اصلی نباشد
جواب: متنجس هست،
سؤال: پس این عین نجاست نیست؟
جواب: نخیر عین نجاست نیست.
سؤال: پس اگر یک جایی هم با خون نجس شد و آن را پاک کردن کفایت می کند؟ آب کشیدن فقط برای سجده گاه باید باشد؟
جواب: بله.
سؤال: مثل بول است دیگر؟
جواب: بله مثل بول است.
سؤال: ...؟
جواب: هر چیز نجسی. فقط در کلب و خنزیر، در خصوص این دو ثلاث مرات و اینها آمده.
سؤال: بقیه خود به خود استحاله می شود؟
جواب: بله استحاله میشود.
سؤال: با حرارت و گرما و مرور زمان و...
جواب: یعنی به طور کلی وقتی خشک میشود دیگر به این بول نمیگویند.
سؤال: یا غائط مثلاً ؟
جواب: البته غائط، خود نفس عذره، آن وقتی که رطوبت از بین میرود ولی عینش هنوز هست باز عین نجاست است، باز به این غائط گفته میشود مگر اینکه عینش از بین برود یعنی فرض کنید که یک جا که غائط اصابت کرده، به طور کلی هیچ اثری انسان باقی نگذارد مثل فرض کنید که خصوص استنجاء، در استنجاء شخصی که بالاحجار مثلاً، به غیر الماء، ... میخواهد باشد، در استنجاء همین طور است دیگر، عین آن غائط از بین میرود و وقتی که از بین رفت، البته این در مورد خود آدمی است ولی چون این دلیل قابل تسری نیست و عام نیست نسبت به غیر آدمی بنابراین با ازالهی عین عذره، این موضعِ حکمِ متنجس را پیدا میکند و جنبهی منجسیتش از بین میرود ولی خود غائط فرض کنید با مرور زمان، آن جنبۀ غائطیتش را حفظ میکند، ولو اینکه زمان بر آن گذشته باشد یا کیفیت اولش را نداشته باشد ولی خب باز جنبهی غائطیتش را دارد مگر اینکه به واسطهی مرور زمان همان استحاله ای که گفتیم در آن پیدا شود. فرض کنید که دو ماه بماند بعد کم کم تغییر رنگ بدهد و اصلاً دیگر عرفاً نگویند که این غائط هست، عذره هست، دیگر حکم فرض کنید کود و ... را پیدا می کند.

