جلسه ۹۵
8پس بنابراین ملاک در جریان قرعه را که طبق بعضی روایات هست، اصلاً این ملاک، ضرر عظیم در اینجا نیست که آمدند فرمودند. ملاک، انطباق جریان قرعه است با یک قاعدهی اصولیه و آن قاعده این است که در بحث علم اجمالی، اگر یادتان باشد آن قبلاً صحبت شد که علم اجمالی بر اساس تحقق موضوع منجز هست و تکلیف برای مکلف میآورد و این موضوع تا وقتی که برقرار است علم اجمالی بر تنجز خودش باقی خواهد بود، وقتی که موضوع متبدل شد و دیگر آن موضوع اول نبود چگونه حکم آن باقی خواهد بود؟ و عرض شد اگر شخصی لباسی داشته باشد و بداند یک نقطه از آن لباسش نجس است، در اینجا به مقتضای علم اجمالی احتراز از این لباس در موقع صلاة لازم است اما اگر بعداً یک نقطهی از این لباس به همان مقداری که قبلاً نجس شده بود فی ایِّ نقطة من النقاط طهارت پیدا کرد و علم به طهارت حاصل شد دیگر در اینجا اجتناب از لباس لازم نیست چون موضوع در اینجا متبدل شده است. موضوع در اول، علم و تیقن به نجاست در احدی النقاط بود، موضوعی که الان هست مشکوک النجاسة در احدی النقاط است. به مقتضای علم اول اجتناب وجوبی لازم میآید و به مقتضای تبدل موضوع در اینجا دیگر اجتناب لازم نمیآید.
مثال دیگر میزنم: الان در اینجا یک قالی داریم، قالی سه در چهار من باب مثال، شبههی ما شبههی محصوره است، به مقتضای علم اجمالی که بر شبههی محصوره تعلق گرفته است میفرمایند اجتناب از همهی این فرش در اینجا واجب است. اگر بچه بر یک نقطهی از نقاط این فرش بول کرده باشد باید از همهی فرش اجتناب کرد. خب موضوع برای اجتناب، فرش سه در چهاری است که شبههی محصوره است. حالا اگر فرض کنید که ما یک نقطهی غیرمعینی از این فرش را قطعاً طاهر کردیم، آفتابهای آوردیم و...، مثلاً بچه چقدر ادرارش است؟ فرض کنید این مقدار هست، ما هم آمدیم این مقدار را از یک نقطه از این قالی طاهر کردیم، این قالی برای ما میشود مشکوک النجاسة، تا به حال متیقن النجاسة بود از این به بعد میشود مشکوک النجاسة. قالی که فرض کنید من باب مثال ما حکم به نجاست و احتراز میکردیم یک قالی بود که اگر ما بخواهیم این را نسبت به قالی حساب کنیم یک به صد بود یعنی اگر صد تا از این دوائر ما ترسیم کنیم یک قالی سه در چهار را تشکیل میدهد پس بنابراین این علم ما تعلق گرفته بود به قالیی که یک احتمال یقینی داشت در صد احتمال ولی الان این موضوع ما یک احتمال مشکوک است در صد احتمال پس بنابراین این شک موجب میشود که آن علم اجمالی اول ما منحل شود و انحلال پیدا کند.

