جلسه ۹۵
5میماند شبهات موضوعیه:
یک وقتی شبهات موضوعیۀ بدویه است
یک وقتی مقرون به علم اجمالی است
در شبهات موضوعیهی بدویه باز در آنجا قرعه معنا ندارد. شما نمیدانید این چیزی که الان در مقابل شما هست این چه عنوانی بر آن بار میشود؟ خب اینکه بدویه است، این که مربوط به علم اجمالی نیست، شما قرعه برای چه چیزی میخواهید بیاندازید و اصلاً ماده را در تحت چه قاعده و عنوانی میخواهید داخل کنید؟
میماند شبهات موضوعیهی مقرونۀ به علم اجمالی: یک انائی است که این اناء مشتبه است بین خَمر و بین خل، یا فرض کنید که در همین شبهات بدویه نه مقرون به علم اجمالی، در آنجا هم ما احکامی داریم از ناحیهی شرع که آنجا رفع جهالت را میکند. فرض کنید اگر یک انائی باشد که شبهه داریم که آیا این اناء نجس است یا نجس نیست؟ خب طبعاً اصالة الحل یا اصالة الطهارة در آنجا حاکم هست یا اینکه اگر فرض کنید یک انائی داریم طاهر بود و حالا شک در نجاست طاری بر او داریم، در اینجا استصحاب طهارت را جاری میکنیم. استصحاب در شبهات موضوعیه پیدا میشود دیگر. و هلم جرا. لذا ما اصلاً شبههی بدویهی موضوعیه نداریم که در آنجا حکمش در شرع نیامده باشد.
پس تنها موردی که باقی میماند آنهایی است که مربوط به علم اجمالی است. یعنی دوران الامر بین الامرین است و از نقطهی نظر شرعی ما هیچ راهی برای اثبات نداریم. اینی که هیچ راهی برای اثبات نداریم برای ما خیلی مهم است این جمله. یعنی اگر راهی برای رفع این شبهه داشته باشیم در آنجا دیگر نوبت به قرعه نمیرسد.
لذا در اینجا بعضی از اعلام آمدند و مسألهی قرعه را تمثیل زدند و همان طوری که در روایاتی بیان شده و چند روایت داریم به قطیع غنمی که در آن قطیع غنم یک شاة موطوئه قرار دارد. در اینجا فرمودند جا جای قرعه است. البته ما این مطلب را از روایات به دست میآوریم و به مضمونش روایاتی وجود داشت که فرض کنید که باید آنها را نصف کرد و دو سهم قرار داد و سهم هر کدام که واجب الاجتناب باشد به هر کدام از این دو قسمت و قطعه اصابت نمود آن دیگری را آزاد کرد و باز این قسمت دیگر را تقسیم کرد بالمناصفه و سهم قرار داد، باز این سهم به هر کدام اصابت کرد تا اینکه به یک مورد برسد و بعد آن مورد را انسان اخراج بکند. دربارهی قطیع غنم این حکم در اینجا هست.

