جلسه ۹۴
8سؤال: غالباً برای کشف است
جواب: بله غالباً برای کشف است یعنی اصلاً مقام اقتضاء میکند یعنی اقتضای مقامی هست برای اینکه جوانب این قضیه روشن بشود برای راوی و در مقام تخاطب...،
یعنی یک وقتی مقام مقام بسیار مهمی هست بعد ما میبینیم بعضی از مسائل فرض کنید که من باب مثال بیان نشده. وقتی که مقام مقام مهم است و حالا هر مسألهای بیان نشود معلوم میشود که آن مسأله مورد نظر نبوده. یک وقتی نه، مقام خیلی مقام مهمی نیست فرض کنید که در اینجا بعضیهایش روشن شده، بعضی جاهای دیگر روشن شده. فرض کنید که آن مسائلی که در باب خمس و اینها گفتیم یا...که در هر جایی مطابق با آن. ولی یک وقتی فرض کنید که این مقام بسیار مقام مهمی است، ضرورت دارد مثل فرض کنید که نکاح، قتل، قصاص، در این گونه مواقع اگر راوی بیاید سوالی کند که این سوالش جواب شمولی آن مقام، اختصاص به امام علیه السلام داشته باشد اگر امام علیه السلام قضیهای را که در این جا لازمهی مقام است بیان نکند معلوم میشود که آن جهت مورد نظر نبوده قطعاً یعنی به ملاحظه آمده...، آن وقت در این قرعه که یک چنین امر مهمی هست و ما فوض قومٌ... هست و فلان هست و این همه بیان شده، حضرت نیاید بگوید این از اختصاصات امام است؟ اصلاً هیچ چیز نگوید فقط در یک روایتی، فرض کنید یونس، بیاید بگوید این مال امام است؟
خب یا اینکه ما باید این روایت را حمل بر موردش کنیم یا اینکه این حمل را برایش بکنیم و آن این است که اینی که فرمودند که قرعه از اختصاصات امام است و فلان و این حرفها، این در مورد ترافع است نه در همهی موارد. چطور در قضاوت این همه ما تأکید داریم بر اینکه این بایستی که فقط به دست امام علیه السلام باشد یا اینکه راویان احادیث باشد و ناظرین بر حلال و حرام باشد و رجوع به سلطان جائر حرام است و مالی را که انسان از سلطان جائر میگیرد سُحت است و اقدام بر او در حد شرک باللَه است و امثال ذلک، که تمام اینها میرساند که شیعه باید این قضاوت و رفع ترافع خود را به دست امام علیه السلام یا به دست نایبین آن حضرت قرار بدهد. لذا این همه تأکید در مورد ارجاع شیعه به اینها وجود دارد. آن وقت در مورد قرعه که محل برای ترافع هم هست مسأله همین طور است یعنی وقتی که یک ترافعی فیما بین هست، حضرت میفرماید ابتدا قرعه نیاندازید، باید مراجعهی به حاکم کنید، مراجعهی به امام کنید، مراجعهی به نایب کنید، اگر قرار است کسی قرعه بیاندازد او باید بیاندازد. این در مورد مرافعاتی است که خود حضرات، شیعه را ارجاع میدهند و الزام میکنند بر مراجعهی به نایب، در آنجاست.

