جلسه ۹۴
5سؤال: در اینجا می توانیم بگوییم که قرعه دایرۀ اش وسیعتر از قضاوت است حتی در مباحات و شبهاتی که در بین مردم است ولو اینکه بحث نزاع و قضاء و اینها هم نباشد در اینجاها هم باید بنا بر این جمع به امام رجوع کنند؟
جواب: بنا بر این بله. بنا بر این چطور منصب قضاء از اختصاصات امام بود، خود قرعه فی حد نفسه موضوعٌ، خود همین قرعه مانند قضاوت خودش موضوعٌ. مثل قضاوت و مثل ولایت این برای امام است و برای نواب. لذا در هر موردی انسان بایستی که به اینها مراجعه کند ولو اینکه فرض کنید که حالا در مورد ارث باشد یا در مورد قطیع غنم باشد که در روایات داریم، آنجا هم باید به اینها مراجعه شود و آن غنم موطوئه بایستی که از بقیه جدا شود و به واسطهی دست مبارک نواب حضرت، طهارت پیدا کند و این حرفها. این هم مثل قضاوت میشود.
باز اشکالی که در اینجا مطرح است این است که ما میبینیم که فقها و به طور کلی صحابه و فقهای نزدیک به زمان خود ائمه علیهم السلام مانند سید بن طاووس و امثال ذلک، اینها همه در غیر از این موارد، قرعه را استعمال میکردند. فرض کنید که سید بن طاووس در اشتباه اتجاه قبله در آنجا میبینیم که قائل به قرعه است یا فرض کنید که فتوایی که فقها دادند بر اینکه در تعیین لیلۀ اُولی برای شخصی که ذات اربعه زوجات و ثلاث زوجات یا مثلاً زوجتین هست، تعیین لیلۀ اولی هم با قرعه است، بلند نمیشوند بروند پیش نایب امام و بگویند قرعه بیانداز امشب پیش چه کسی بروم؟! اینکه معنی ندارد و امثال ذلک که فتوا دادند، در ابواب مختلف فقهی خب فتوا دادند و ما هم متعرّض خواهیم شد.
خب در اینها اصلاً به طور کلی معلوم میشود سیره و دیدن اصحاب و مسلمین در آن زمان بر این کیفیت بوده و از روایت زراره و طیار استفاده نمیشود که اینها [مطلب را] پیش امام ببرند، اصلاً بیان بیان عام است که این به عنوان یک سیرهی مستمره اصلاً در میان مسلمین بوده ولی در موارد اختلاف و شبهه در آنجا قرعه میانداختند. از این بیانشان، از این روش تخاطب و روش سوال و جواب و اینها استفادهی یک مسألهی بالاتر از این کیفیت میشود. و این با لحن روایاتی که در مورد عامیت قرعه است منافات دارد که در آنجا هیچ اشارهای به این مسأله نیست و ما میبینیم این قرعه جریانش در یک جریاناتی است که حتی اصلاً امکان رجوع به نایب امام علیه السلام در آن موارد نیست.

