جلسه ۹۴
7سؤال: قطیع غنم که یک واقعیتی دارد
جواب: بله اشتباه کردم، قطیع غنم درست است.
اما فرض کنید که برای لیلۀ اولی برای زوجات همین طور است یا اینکه در مورد عتق همین طور است، خب واقع ندارد میگوید یکی از عبید من آزاد، حالا مشخص نیست که کدامش هست اما در مورد این روایت خب مشخص است که این واقع دارد یعنی بالاخره یکی از این عبید آمده به این یاد داده، همه که یاد ندادند. این جمع ایشان هم باز در اینجا وجهی ندارد چون این هیچ دلیلی بر آن نیست صرفاً به عنوان یک روایت استفاده شود که چون در خصوص این روایت آمده من علمنی فهو حر این در اینجا چون یک واقع داشته پس ما تسری بدهیم به تمام قضایایی که واقع داشته باشد، این از کجا؟
وانگهی چه فرقی بین این روایت و بین روایت توریث عبد یا حر است؟ چه فرقی بین این دو میکند؟ در روایتی که میگوید احد عبیدی... یا از ثلث مالش مثلاً سه تا یا دو تا از عبیدش را آزاد کنند، خب آنجا که واقع ندارد. خب بین این و بین آن هیچ فرقی ندارد، یعنی هیچ چیزی نیست که اینجا بگوییم آیا یک واقعی دارد یا اینکه یک واقعی ندارد. این واقع داشتن چه دخالتی دارد در اینکه امام علیه السلام باید در اینجا نظر بدهد یا اینکه...؟ شاید منظورش این است که چون یک واقعی دارد لذا احتیاط در آن بیشتر باید انجام بشود. نیست قضیه یک واقعی دارد، این مورد برای احتیاط بیشتر است تا اینکه واقع ندارد و همین طوری میگویند که این آزاد شود و این حرفها.
این هم البته له وجه اما این وجهی که موجب تخصیص شود با توجه به کثرت روایاتی که حدود چهل، چهل و پنج روایت میآید دربارهی اینکه قرعه در هر امری است و به عمومش یا به اطلاقش دلالت بر اقرار و افتراء کلی میکند نسبت به هر شخصی، این هم نمیتواند با این همه روایات بسازد. یک روایتی آمده فرض کنید که در مورد امام، چهلتا روایت آمده و در هیچ کدام این قضیه ذکر نشده، خب اگر این یک مسألهی واقعی بود و یک قضیهی واقعی بود خب در این صورت فقط یک روایت شما دارید، چهل روایت آمده نقل شده ولی در هیچ کدام نیست، خب معلوم است که این...،

