جلسه ۹۴
6فرض کنید که دهی هست در آنجا قطیع غنم...، قطیع غنم که در شهر نیست که فرض کنید که در آنجا مراجعه به شخص کنند، در ده است و فرض کنید که من باب مثال قطیع غنم و شبهه در آن پیدا میشود و این حرفها، حالا نایبی در آنجا وجود ندارد که به او مراجعه شود مگر اینکه ما بگوییم که آقا همان طوری که فرض کنید که آن مسألهی قضاوت و نیابت هست، در موارد الاهم فالاهم و عدم خلو واقعه از رافع و فاصل، در آنجا نوبت به عدول مومنین و اینها برسد که...، با این کیفیت ما نمیتوانیم این روایات را در اینجا مخصص قرار بدهیم. یعنی جنبهی مخصصیت شوخی نیست. باید مخصص در مخصصیت خودش تام باشد. همین طوری بگوییم که ما برای جمع بین روایات قائل به تخصیص به این کیفیت هستیم! مرجحی باید در این تخصیص وجود داشته باشد. لذا ما نمیتوانیم با این کیفیت هم قرعه را از اختصاصات امام علیه السلام قرار بدهیم و با این جمع هم نمیتوانیم توافق داشته باشیم.
مرحوم فیض، بنابر نقل صاحب عوائد، در اینجا جمع دیگری کردند. ایشان در اینجا فرمودند که جمع به این است که در آن مواردی که قضیه[واقع] معلومی دارد و عندنا مجهول است مانند اینکه ایکم علَّمنی خب مشخص است در اینکه کدامیک از اینها یک واقع معلومی دارد منتهی خب فعلاً مجهول است، در این موارد که واقعی دارد منتهی مجهول است عندنا، در اینجا فرمودند که این از اختصاصات امام است چطور اینکه این روایت این را میخواهد بیان کند. اما در آن مواردی که با خود قرعه تازه میخواهد واقع مشخص شود یعنی خود قرعه واقع را برای ما ایجاد میکند، یعنی قرعه با خودش واقعیت میآورد، قرعه خودش رافع حکم است، رافع خصومت است و خودش ایجاد برای واقع میکند، در اینجا نخیر، در اینجا این اختصاص به هر شخصی دارد. قطیع غنم همین طور است، در مورد تعیین لیلۀ اُولی برای زوجات همین طور است.

