اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹۴

0
قواعد فقهیه
جلسات

جمع روایات متعارض در مُجری قرعه

نسخه عربی

جلسه ۹۴

1
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  •  

  • عرض شد که قرعه را ما نمی‌توانیم جزو اصول به حساب بیاوریم گرچه به مقتضای سیره‌ی عقلاییه قرعه جزو اصول عملیه به حساب می‌آید، یعد من احد الاصول، ولکن بر طبق مقتضای اخبار جنبه‌ی اماریت و کاشفیت از آن استفاده می‌شود. حتی در بعضی از اخبار که دو یا سه روایت هست، یکی مرسلۀ حماد و یکی هم روایت یونس، در اینجا می‌فرماید که القرعة لا یکون الا للامام و در جای دیگر در روایت یونس در کافی درباره‌ی آن کسی که عبیدی داشت و وصیت می‌کند پس از فوت او یکی از آن عبیدی که به او قرآن یاد داده آزاد شود و لرجل کان عنده عدة من الممالیک فقال ایکم علمنی آیة من کتاب اللَه و هو حر و علمه واحد منهم ثم مات الرجل و لم یدر ایهم الذی علمه الآیه، هل یستخرج بالقرعه؟ قال نعم و لا یجوز ان یستخرجه احد الا الامام فانّ له کلاماً وقت القرعه و دعاءً لا یعلمه سواء و لایقدر علیه غیره. که در اینجا ما می‌بینیم این عبارات جنبه‌ی کاشفیت از واقع را می‌خواهد بیان کند که اصلاً قرعه را به امام علیه السلام انتساب می دهد. و اگر این صرفاً یک اصل بود که خب آن اصل دیگر در آن این مطالب و دعا و در وقت فلان و این حرفها معنی نداشت و همین طور روایات عامی که دلالت دارد که ما من قوم فوضوا امره الی اللَه ثم استخرجوا بالقرعه فوقع الحق علیه و روایات زیادی هم در این زمینه بود. 

  • بناءً علی هذا در قرعه این مسائل مطرح است که:

  • اولاً مقرع چه شخصی هست و مقترع چه کسی هست؟

  • و مطلب دیگر اینکه در چه موردی این قرعه باید انجام بشود؟ 

  • اشکالی که شده این است که این قرعه در بعضی از روایات اختصاص به امام علیه السلام دارد مانند این دو روایت و یک روایت دیگری هم هست به همین مضمون، مرسلۀ حماد که در اینجا می‌فرماید که القرعة لایکون الا للامام، این صریح است و این مرسله است اما خب در هر صورت حکم موثقه و مصححه به آن بار می‌شود به جهت اینکه حماد از اصحاب اجماع است که روایات آنها قابل تنفیذ است. و روایت دیگر خب روایت یونس است و این هم مصححه است که در کافی درباره‌ی این مرد که و لرجل کان عنده عدة من الممالیک فقال ایکم علمنی آیة من کتاب اللَه و هو حر...، این روایت هم روایت مصححه است. خب در اینجا می‌فرماید که هل یستخرج بالقرعه؟ امام صادق علیه السلام می‌فرماید قال نعم و لا یجوز ان یستخرجه احد الا الامام این صریح در این است که قرعه باید به واسطه‌ی امام علیه السلام اجرا شود.