جلسه ۹۳
8ولی در مورد امارات، شارع لحاظ دیگری در اینجا کرده گفته اضافهی بر اینکه کلام ابان برای تو حجت است، اضافهی بر آن به عنوان کشف واقع است یعنی الان واقع برای تو در اینجا منکشف شده. شما میتوانی این را به عنوان یک حکم اللَه الواقعی در اینجا بپذیری تا وقتی که خلافش برای شما روشن نشود، کشف خلاف برای شما نشود.
بناءً علی هذا آنچه را که ما در امارات میبینیم، آن امارات نه به عنوان این است که این واقعاً انکشاف واقع را میکند الّا و لا غیر، نه، تتمیم کشف در اینجا آمده. یعنی تتمیم حجیت در اینجا آمده. ما ظن داریم بر اینکه آیا این کلام مطابق هست با واقع یا نیست؟ شارع آمده این ظن را برای ما حجت قرار داده گفته من ظن تو را قبول کردم، آدم خوبی هستی چون که به این کلام ابان رسیدی، این ظن تو را نسبت به ابان قبول دارم و در این حیطهی به خصوص، این ظن برای تو حجیت دارد. لذا از این باب امارات بر اصول ورود دارند نه حکومت و نه تخصیص بلکه اصلاً به طور کلی ورود دارد.
حالا نگاه میکنیم میبینیم شارع در باب قرعه صرفاً از باب یک اصل عقلایی و از باب یک اصل عملی به قرعه نگاه نکرده، این همه روایاتی که ما خواندیم و حالا دیگر متعرض نمیشویم چون این دیگر تطویل است، در اینجا شارع آمده این را به عنوان یک اماره قرار داده. اماره یعنی چه؟ یعنی گفته که حکم اللَه بالنسبهی در این مورد الان این است، این را من حکم اللَه قرار دادم گرچه باز برای ما شبهه است لعل اینکه این عبد باشد هنوز، ما نمیدانیم. شارع نگفته که واقعاً این عبد است و لاغیر، گفته حکم اللَه تو این است. حق در اینجا این است. این است. خیرة اللَه در اینجا این است. این را دارد میگوید. مشیة اللَه در اینجا این اقتضا را میکند.

