جلسه ۹۳
7شارع امارات را حجت قرار داده نه از باب انکشاف واقع، به انکشاف واقع کاری ندارد. میگوید چه امارات از لحاظ انکشاف واقع باشد یا عدم انکشاف واقع باشد الان برای تو حجت است. منتهی در خود امارات جهت انکشاف واقع قرار داده شده. یعنی علاوهی بر اینکه شارع خبر ابان را حجت قرار میدهد، علاوهی بر آن میگوید این حجیت من نه از باب حجیت تعبدی است، از باب این است که انکشاف واقع را دارد میکند. این حجیت نه مثل حجیت اصل میماند که رافع شبهه باشد و در عین حال شک را باقی بگذارد. وقتی که شما بر این مایع مشتبه الخمر و الحل، اصالة الطهارة را جاری میکنید شکتان که برطرف نمیشود، باز با حال شک میخورید ولی میدانید این خوردن، در اینجا عقاب به دنبال ندارد. این خوردن فرض کنید که من باب مثال در قیامت جزایی بر آن مترتب نمیشود. شما در اینجا مُؤَمِّن دارید. آن مؤمِّن چیست؟ آن اصالة الحلیه است که اصالة الحلیه را خود شارع آمده در آنجا تنفیذ کرده. این مؤمِّن برای شماست. اما شارع نیامده بگوید اصالة الحلیه کاشف از واقع است. نیامده بگوید اصالة الحلیه حق را به ما نشان میدهد. نیامده بگوید اصالة الحلیه هو حکم اللَه الواقعی در حق شماست. نه این حرفها را نزده، آمده گفته آقا برای رفع شبهه این کار را بکن.
اگر در بیت الخلاء رفتید فرض کنید که دیدید لباستان [نمناک] شده بگویید که این ترشح ماء بوده[از باب رفع شبه این حکم را می کنید] نمی گویید الان این ترشحی که بر این لباس هست، حکم اللَه فی الواقع این است که این الان ماء است، این حرف را شارع نمیزند و نمیتواند بزند، لعل اینکه فرض کنید که همین لباس را همین طور که هست وقتی که از بیت الخلاء میآییم اگر ببریم در آزمایشگاه بگویند آقا این بول است چه کسی میگوید ماء است؟ ولی شارع میگوید این کار را نکن. چرا؟ به خاطر تسهیل در امور، میگوید اصالة الطهارة در اینجا جاری کن. استصحاب طهارت در اینجا بکن. این اصول را انجام بده ولی این اصول جنبهی کشف واقع ندارد فقط به عنوان رفع شبهه است.

