اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹۲

0
قواعد فقهیه
جلسات

ماهیت و ادلّۀ قاعدۀ قرعه (3)

نسخه عربی

جلسه ۹۲

8
  • سؤال: ما می گوییم اگر بخواهیم قرعه را پیاده کنیم جایی باشد که تساوی مصالح باشد... 

  • جواب: آخر صحبت در این است. اصلاً بحث این است که قرعه در ظرف جهل است. وقتی که ما آمدیم این جهل را برداشتیم و ضغائن هم به این وسیله برداشته شد خب دیگر نوبت به قرعه نمی‌رسد.

  • سؤال: ...؟ 

  • جواب: فرض کنید که باب مثال می‌گویم الان دو منزل است، الان دو ضیعه هست، الان دو باغ هست، الان دو ملک است، یکی از اینها برای یک عده ورثه‌ای هست که اینها صغارند و این باغ نیازی به آبادانی ندارد، نیازی به عمران ندارد، فلان ندارد که شخصی بیاید رویش کار کند. یک باغی هست که نه، این نیاز دارد، فلان است، در معرض است...

  • این ورثۀ صغیر یک بالای سر ندارند اما او یک شخصی است که خودش به هزارتا کار می‌رسد.

  • حالا ما بیاییم بگوییم که در اینجا القرعة لکل امر مجهول. فرض کنید که آن باغی که این نیازی به بالا سر دارد، فلان دارد، به اصطلاح امروزی کارش روتین نیست، بایستی که حتماً روی آن کار بشود، این باغ را که هزارتا کار دارد و فلان دارد ما طبق قرعه به این اولاد صغاری که الان در اینجا هستند بدهیم و آن باغی را که نیازی به کار ندارد ما به آن شخص بدهیم که فقط بخورد و بخوابد! مسلم است که الان عقلا می‌گویند خب بابا از تو که کار برمی‌آید و الان می توانی کار انجام بدهی، برای تو هم که فرقی نمی‌کند، خب تو که عمله و عکره داری به همین اندازه...، مضاری که در اینجا هست، اطلاقی که در اینجا هست، مفاسدی که ممکن است بار بیاید، تمام اینها را در نظر می‌گیریم. هیچ وقت قاضی نمی‌آید فرض کنید که[با قرعه انداختن بگوید که این باغی که نیاز به کار زیادی دارد چون با قرعه به این بچه های صغیر افتاده باید به اینها داده شود و آن باغ بدون کار به این فرد دیگر!] اگر عقلا باشند می‌گویند که این بچه صغیر چطوری بیاید این باغ را فرض کنید که من باب مثال راه بیاندازد؟ در حالتی که منافع هر دو باغ یکی است اما صحبت در این است که این[صغیر] اگر بخواهد متصدی این باغی شود که نیاز به کار دارد ضرر بر این صغیر وارد می‌شود ولی او اگر بخواهد متصدی این باغ شود ضرر بر او وارد نمی‌شود، می‌گوید من دلم می‌خواهد این باشد. خب در اینجا هم عقلا نمی‌آیند این کار را بکنند و هم شرع. خب این واقعاً خلاف انصاف و وجدان هست دیگر. ما نمی‌توانیم بگوییم که قرعه بیانداز، مصلحت خدا این است که یک خرابه به این بیافتد! نه این طور نیست.