جلسه ۹۲
3دوتا دکان است، این دوتا دکان فرض کنید که در آن اختلاف است باید قرعه بیاندازند به اینکه این دوتا دکان را به چه کسی بدهند یا اینکه فرض کنید که دوتا شئی هست که برای تصاحب و انتفاع به این، نیاز به اعمال مؤنه است. حالا یکی از این حجرهها نزدیک منزل یک شخصی است، یکی از این حجرهها بسیار دور است، چهار فرسخ فاصله دارد ولی یک شخصی هست که آن شخص بالنسبه به هر دوتای از این حجرهها من باب مثال مسیرش فرقی نمیکند، فرض کنید که در اوساط مسیر بین این دوتا واقع شده، هم میتواند سوار ماشین شود به آن حجره برود هم میتواند به همان مقدار سوار ماشین شود به این حجره بیاید. الان مصلحت اقتضا میکند این که الان منزلش نزدیک است خب آن [حجرۀ نزدیکتر] را به این بدهند [چون در غیر این صورت این فرد] دچار ضرر میشود.
سؤال: بحثی در اینجا نیست. بحث این است که نزاع در ملکیت یک شئی است، اختلاف در آنجا است قرعه می آید...
جواب: فرض کنید که در ملکیت [نزاع] نیست میگوییم دو چیز است نه اینکه یک چیز است، دو چیز است با هم اختلاف دارند حالا میخواهند قسمت کنند. من باب مثال فرض کنید که دوتا حجره است یکی از این حجرهها تلفن دارد آن حجره ندارد. میگویند آقا این تلفن دار را شما بردار این بیتلفن را به او بدهیم. دعوا میکنند او میگوید نخیر بنده تلفن دار را برمیدارم پولش را به او میدهم. او میگوید نخیر بنده تلفن را برمیدارم فرض کنید که پول تلفن را به حساب من در آن حجره بریزید. یعنی یک مال است یا دو مال است، در تملکش حرف نیست، در انتخاب حرف است نه در تملک. در اینجا فرض کنید که من باب مثال یا در هر جای دیگر، فرقی نمیکند. ببینید در آنجایی که فرض کنید در خود اصل ملکیت باشد که خب در آنجا مسأله فرق میکند. در آنجا یا باید قائل به تناصف باشیم یا در آنجا باید قائل به ملکیت باشیم در بعضی مواردی که حالا میآییم میگوییم و اختلاف بین موارد با عرف را در اینجا عرض میکنیم، نه، در آنجایی که ما میخواهیم اصل قرعه را بگوییم که اصل قرعه متأخر از تساوی مصالح است نه اینکه قرعه متقدم است به صرف اینکه و الرضا بما جرت به ؟ و قضاء الملک الجبار حالا که این طور هست که ایُّ قضیة اعدل من القرعه اذا فوض الی اللَه تعالی پس بنابراین تمام مصالح و تمام تساوی حقوق در اینجا کنار برود و بدون تأمل و بدون توجه به تساوی مصالح و تساوی حقوق، در اینجا قائل به قرعه باشیم، میبینیم این طور نیست. نه خود...،

