اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹۲

0
قواعد فقهیه
جلسات

ماهیت و ادلّۀ قاعدۀ قرعه (3)

نسخه عربی

جلسه ۹۲

7
  • بحث اولی که ما از فردا شروع می‌کنیم این است که جریان قرعه در چه شبهه‌ای است؟ در شبهه‌ی حکمیه یا موضوعیه یا هر دو؟ بدویه یا مقرون به علم اجمالی؟ در این بحث است و بعد از اینکه از این مسأله ما فارغ شدیم صحبت در اختلاف بین ممشای شرع در قرعه و بین ممشای عقلاییه است که این اختلاف در چه مواردی هست و در موارد شبهه باید چه کنیم؟ که انشاءاللَه...

  • سؤال: ...؟

  • جواب:یک بحث دیگری که هست این است که آیا قرعه از اختصاصات امام است؟ این هم یک بحثی است که مرحوم نراقی در پیش گرفتند که آیا قرعه هر کسی می‌تواند بیاندازد یا قرعه از اختصاصات امام است؟ در بعضی از روایات داریم این مسأله را، این هم جزو مطالبی هست. بله اگر این باشد که خب این نیاز به قرعه ندارد، خود امام مثل...، حالا خواستند فرض کنید که مراعات ظاهر را بکنند...، نه آنچه که ما در روایات داریم ارجاع مسأله به خود مردم هست، به قاضی هست. اجرا و اقدام بر این قضیه فقط به توسط امام نیست، قطعاً این طور نیست.

  • سؤال: ...؟ 

  • جواب: همه جا همین طور است. 

  • سؤال: ...؟

  • جواب: در بعضی جاها که نمی‌دانیم یعنی نسبت به خود تساوی هم جهل داریم.

  • سؤال: اگر تساوی نباشد اصلاً جای قرعه نیست

  • جواب: نه یک کسی ممکن است بگوید اصل مجهولیت مصداق، این خودش کفایت می‌کند بدون توجه به جهات دیگر، صرف اینکه الان...، 

  • ...ببینید در وهله‌ی اول صحبت در این است که می‌گوییم القرعة لکل امر مجهول، در ظرف جهل، ما قرعه را می‌اندازیم، این را شما همیشه باید در نظر داشته باشید، حالا اگر قرار باشد بر اینکه این ظرف جهل ما با اماره‌ای یا اصلی یا با سیره‌ی عقلاییه از بین برود، فرض کنید که من باب مثال همین تنصیف دار، در مسأله‌ی تنصیف دار مسأله‌ی جهل ما از بین می‌رود. یعنی سیره‌ی عقلاییه در اینجا حاکم فصل است و می‌آید مطلب را جدا می‌کند و از جهل بیرون می‌آید، دیگر نوبت به قرعه نمی‌رسد. بله اگر همه‌ی راه‌ها به روی ما بسته شد و از هر جهت جهل بر ما حاکم شد و ما هم در جهل در مصداق و هم در جهل در جوانب، نتوانستیم به یک نقطه‌ای برسیم، در آنجا مصالح ازلیه اقتضا می‌کند بر اینکه فرض کنید که قرعه به اسم هر کسی دربیاید[آن فرد سزاوار به اخذ آن حق می شود] و خواست و حکمت در آنجا این طور است و لذا شما قبل از این چرا اصلاً فرض کنید که من باب مثال به روایات و کتاب مراجعه می‌کنید؟ خب مراجعه نکنید. پس بنابراین مراجعه‌ی به کتاب و سنت برای رفع جهل است یعنی خدا در اینجا قرعه را به عنوان آخرین راه قرار داده و وقتی آخرین راه شد قبل از اینکه ما به قرعه برسیم چه مطالبی را باید پشت سر بگذرانیم؟ تساوی حقوق هست، تساوی مصالح هست، همه‌ی اینها را پشت سر می‌گذرانیم...