اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹۲

0
قواعد فقهیه
جلسات

ماهیت و ادلّۀ قاعدۀ قرعه (3)

نسخه عربی

جلسه ۹۲

6
  • اما مسأله‌ای که به ذهن می‌رسد این است که اصلاً در اینجا خب ما چرا به قاعده‌ی القرعة لکل امر مجهول، تمسک نکنیم؟ در اینجا شبهه شبهه‌ی موضوعیه است، شبهه در اینجا شبهه‌ی مصداقیه است، شبهه‌ی حکمیه که ما در اینجا نداریم. در شبهات حکمیه نبایستی که قرعه جاری شود که حالا بعداً خواهیم گفت، اما در شبهات موضوعیه وقتی که ندانیم [مطلب از چه قرار است] القرعة لکل امر مشکل، شما قرعه بیانداز و به یک طرف نماز بخوان چه دلیلی دارد...؟

  • سؤال: مگر صلاة به جهات اربع حدیث نیست؟

  • جواب: نخیر، این ما بین المغرب و المشرق هست، البته یک حدیث ضعیف است که خیلی ها به این تمسک کردند،

  • سؤال: اگر حدیث باشد که دیگر...

  • جواب: بله بله درست است که البته آن را حالا فردا می‌آیم مستندش را عرض می‌کنم، نوشته بودم فراموش کردم بیاورم.

  • این قضیه در اینجا هست، بعد دیدم که اتفاقاً مرحوم سید هم قائل به همین است. در اینجا دارد که شهید از سید نقل می‌کند علی ما حکی عنه، فی مجهول القبله مرحوم سید می‌فرماید القرعة لکل امر مجهول خود ایشان قائل است و اتفاقاً مرحوم شهید هم این را مستحسن می‌شمارد. یعنی خود مرحوم شهید در اینجا قائل به قرعه هستند. یعنی وقتی که روایات و دلیل ما بین المغرب و المشرق به عنوان طریقیت نه به عنوان موضوعیت در اینجا مورد بحث قرار می‌گیرد و عمل به جهات اربع در آن روایت استضعاف بشود، القرعة لکل امر مجهول در اینجا می‌آید.

  • پس بنابراین ما در خیلی از ابواب فقهی می‌بینیم که می‌توانیم این قاعده را جاری کنیم الا اینکه باید با توجه به روایات و مواردی که در خصوص روایات، مواردی که فقهاء به آن استدلال کردند اینها را هم خواهیم گفت، در بحث نکاح خواهیم گفت، در بحث انتساب ولد به پدر خواهیم گفت، در بحث قضا خواهیم گفت، در بحث طفلاً مات ابواهما بهدم السقف... در آنجا در توریث و اینها خواهیم گفت، در بحث خنثی مشکل و اینها که مواردش خواهد آمد و فقهاء به آن حکم کردند اینها را می‌آییم همه را بیان می‌کنیم و همین‌هاست که باعث شده که قائل به اجماع شدند در مسأله‌ی جریان قرعه و فرمودند که اجماعی است و حتی شیخ طوسی مسأله‌ی قرعه را از ضروریات شیعه به حساب می‌آورد، این به خاطر کثرت مواردی است که در روایات یا به نحو اطلاق و عموم مثل اینکه فرض کنید که در روایت یونس یا ای قضیة اعدل من الفلان، در آنجا به نحو کلی آمده یا روایاتی که در موارد خاصه آن روایات آمدند مانند قضاء امیرالمومنین در آن جریان که سقف یا جدار خراب شده بود و آن دوتا باقی ماندند یا فرض کنید که در آن قضاوت حضرت در یمن که پیغمبر فرمودند چه دیدی؟ فرمود در آنجا قضیه‌ی عجیبی دیدم که سه نفر یک کنیزی را خریده بودند بالمشاع و در طهر واحد با این کنیز، که خب حالا عالم به حکم که نبودند، آمدند مواقعه کردند و بچه‌ای به وجود آمد که حضرت با قرعه این را منسوب به یکی از این افراد کردند، بعد حضرت فرمودند که هر قضیه‌ای که به خدا واگذار شود و در آن قرعه شود، در آن قضیه خداوند قلم حق را در آنجا ثابت می‌کند. خب این موارد موارد خاصه است و در اینجا بحثی نیست. صحبت در این است که در شرع در چه مواردی این قرعه جاری می‌شود؟