جلسه ۹۱
9سؤال: ...؟
جواب: نه، حالا آن را عرض میکنم. فقط من آمدم مطلب را مطرح کنم و انشاءاللَه حل آن برای فردا. فقط امروز شبهه را من مطرح میکنم.
این هم یکی از مواردی هست که ما میبینیم در اینجا قائل به قرعه شدند.
در هر صورت ما روایاتی که در اینجا هست به دو دسته تقسیم میکنیم:
دستۀ اول روایاتی است که اگر این روایات را بر عرف عرضه بداریم عرف همین حکمی را میکند که امام علیه السلام فرموده و آن جایی است که هیچ راه و مفر و مخلصی برای رفع این شبهه و مجهول غیر از قرعه وجود ندارد. این یک دسته از روایات که خب روایاتش در اینجا زیاد است.
یکی فرض کنید که مرسلهی داود بن ابی یزید العطار عن ... فی الکافی ... علیه السلام فی رجل کانت له امرأة فجاء رجل بشهود فشهدوا ان هذه المرأه امرأة فلان و جاءا ... امرأة فلان فاعتدل الشهود ... الشهود و من خرج سهم... این یک روایت.
یا روایتی داریم که زراره ... رجل شهد له رجلان بان له عند رجل خمسین... و جاء آخران فشهدا بان له عنده مئة درهم فکلهم شهدوا فی موقف... میتوانیم بگوییم که در اینجا خمسین یا این مئه، به عنوان یک مجموعه است نه اینکه قابل تقسیم و تسهیم است یعنی صد درهم برایش هست و اینها.
سؤال: ...؟
جواب: نه این نمیتواند.
سؤال: ...؟
جواب: البته اگر بخواهیم راهی داشته باشد در اینجا میگوییم که هر دو بینه در اینجا تساقط میکنند آن وقت این اصل عدم زیاده را در اینجا جاری میکنیم. در این روایت یک چنین اصلی و مفری داریم. اما در مورد ... چرا هفتاد و پنجش بکنند؟ فرض کنید که یک عده بینه هستند میآیند میگویند که این پنجاه تا از این میخواهد، یک عده میآیند میگویند صد تا، آن وقت آیا اینجا میگویند هفتاد و پنج تا؟ این که نمیتوانیم...، خب این تقسیم دیگر معنا ندارد. بالاخره فرض کنید که میبینیم این یک کیسه است، این هم یک کیسه، یک کیسهی صد درهمی، یک کیسهی پنجاه درهمی،

