جلسه ۹۱
8فرض کنید که در آن موردی که شک و شبههای در این مسأله نیست این است که یک اَمه و یک حرّهای، اینها هر دو در یک منزل زندگی میکنند و از هر کدامشان هم یک بچه به دنیا میآید، سقف خراب میشود- در روایات هم داریم، چند روایت هم اتفاقاً در اینجا داریم- سقف خراب میشود و هر دو مادرها میمیرند، خدا هر دوی بچهها را زنده نگه میدارد، در اینجا نمیدانیم کدامیک از اینها عبد است و کدام یک حر؟ که اگر عبد باشد خب باید آزاد شود، از مال آن میشود ام ولد و از مال این آزاد میشود دیگر، چون به این میرسد. در اینجا خب حکم به قرعه شده، امیرالمومنین علیه السلام حکم به قرعه کردند. یا در آن موردی که هر دوی اینها بر یک زن مواقعه کردند یا سه نفری مواقعه کردند، در روایات داریم که مواقعه کردند، در اینجا همین طور حکم به قرعه شده یا اینکه فرض کنید سهتا بینهی مختلفه آمدند بر اینکه این زن، مال فلانی است، نمیدانم این زن چه بوده که یک عده بینه آمده که این زن متعلقۀ فلانی است، یک عده آمدند گفتند متعلقۀ فلانی است، یک بینهی دیگر آمدند گفتند متعلقۀ فلانی است، آخر این زن نفهمید کجا برود؟ داخل کدام خانه برود؟ خب در اینجا حکم به قرعه کردند، [چون] اینجا دیگر راهی و مفری و مخلصی وجود ندارد تا اینکه این[مسئله حل] شود. با اینکه باز اینجا محل اشکال است و یک شبههای میخواستم مطرح کنم، حالا بگذارید آن را بعد در جای خودش مطرح کنم که یک وقت مخلوط نشود. در هر صورت روایاتی در اینجا داریم که این با اصل عقلایی تطبیق دارد.
از آن طرف یک روایات دیگری داریم که، فرض کنید که در مورد دابه، حکم به قرعه شده در حالتی که خب اینجا قائل به تنصیف هستند و این را ملحق به یکی از اینها میکنند. چون دابه چیزی نیست که فرض کنید که بگوییم [هر دو سوار شوند!] بالاخره دابه یک چیزی است که باید یک نفر رویش سوار شود یعنی اختصاص به یک نفر راکب دارد اما ما میبینیم که خب در این اصل عقلایی...، ولی در اینجا این طور نیست.

