جلسه ۹۱
2و اما اینکه دفع افسد به فاسد، خب حضرت یونس رجحان دارد ولی این رجحانش دلیل نمیشود بر اینکه در اینجا خلاصه ایشان راجح بیاید. در احکام شرعیه و در این مسائل خب بین پیغمبر و بین سایر افراد فرقی نیست یعنی وقتی که...
سؤال: ...؟
جواب: خب بله.
یعنی فرض کنید که من باب مثال در خیلی مسائل، ؟ یک حکم است دیگر. این یک حکم است در اینجا، این حکم چیست؟...
سؤال: ...؟
جواب: خب چه فرقی میکند؟
سؤال: ...؟
جواب: حکم در اینجا حکم تساوی است. ببینید یک نفر باید خودش را برای نجات بقیه در دریا بیاندازد، این هست. خب شما فرض کنید که من باب مثال در میدان جنگ چه کار میکنید؟ اگر فرض کنید که امام باشد میگویید امام نرود حبهه؟ در حالی که خود امیرالمومنین نفر اول بود. یا در تقسیم غنایم چه کار میکنید؟ علی السوی بود غیر از آن موارد خاص. یا اینکه فرض کنید که به طور کلی در...،
سؤال: ...؟
جواب: آن بله، در بعضی از موارد بله، در آنجا درست است که بایستی که حفظ کرد.
اما صحبت در این است که در بعضی از موارد اصلاً خود طبع قضیه اقتضاء میکند که تساوی باشد. فرض کنید که یک غذایی هست که این غذا برای سه نفر کافی است و اینها هم پنج نفر هستند که یکیشان امام است. ما نمیتوانیم بگوییم حالا چون امام است یک غذای تمام بدهیم امام بخورد و آن دو غذای دیگر را بین چهار نفر تقسیم کنیم. این در اینجا این است که امام هم با بقیه سهیم باشد. جا به جا داریم در موارد. در اینجایی که یک نفر باید خودش را در دریا بیاندازد، در اینجا امام نمیآید بگوید که من بر شما فضیلت دارم، خودم عقب مینشینم، شما باید خودتان را فدایی من بکنید! در اینجا اتفاقاً مسأله بر خلاف است. یعنی در این موارد خود امام پیش قدم میشود ؟ اخلاقی و ادبی و تواضع، در اینها خود امام پیش قدم میشود که خودش را جلوتر قرار بدهد، لذا از این نقطهی نظر نه، نمیتوانیم [بگوییم که امام خودش را از بقیه جدا می کند.]

