جلسه ۹۰
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
قاعدۀ جدیدی که به نظر رسید بیانش لازم باشد قاعدۀ قرعه است و این قاعدهای است که موارد مبتلا به زیاد دارد ولی مسالۀ خیلی قابل بحثی ندارد گرچه در آن تطویل داده شده ولی ما میتوانیم از این قاعده زود بگذریم و موارد اجرای زیادی دارد. حل و نقض و تعارض هم در آن هست، بین اعلام هم در آن، در موارد مختلف اختلاف است. و تمام این مسائل برگشتش به این است که ما به چه نظری به این قاعده نگاه کنیم، آیا این قاعده یک اصل عقلایی است یا اینکه یک اصل تعبدی و توقیفیه است؟
لاشک در این که در ادیان و امم سابقه برای این قاعده مجرا و ممشایی بوده. و در قضیۀ حضرت یونس ما میبینیم که به قرعه عمل شد. یا در قضیۀ حضرت زکریا و تکفل حضرت مریم باز به همین قاعده عمل شده. در آیات قرآن دو آیه را فقهاء ذکر کردند. مرحوم عراقی ذکر فرموده در عوائد، یکی آیۀ وَ مٰا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ مٰا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿آلعمران، ٤٤﴾ در جریان تکفل حضرت مریم، خب عمران قبل از تولد حضرت مریم از دنیا رفته بود و حضرت مریم بدون پدر به دنیا آمد و چون نذر کرده بود که این فرزندش، هر فرزندی که به دنیا میآید و از او متولد میشود این نذر برای همان معبد باشد، معبدی که در آنجا جمع میشدند و حکم مسجدی را داشت که عبادت میکردند رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مٰا فِي بَطْنِي مُحَرَّراً ﴿آلعمران، ٣٥﴾ و وقتی که به دنیا آمد، در تکفلش اختلاف شد که چه شخصی تکفل کند حضرت مریم را؟ و چون تکفل جمعی امکان پذیر نبود در آن موقع، طبعاً تکفل واحد علی البدل در اینجا مطرح میشود. لذا در آیۀ شریفه داریم که در آن وقت آنها سهام خودشان را که اینها قداحی بود که روی آن قداح اسامی خودشان را می نوشتند و اینها را با هم جمع میکردند یکی از اینها را برمیداشتند یا اینکه به یک نحوی اینها را در آب میانداختند و آن سهمی که در روی آب میآمد، این حالا به یک عنایت الهی بوده، این شخص متعین میشد یا اینکه فرض کنید که این پایین میرفت، این باز به این کیفیت بوده. در هر صورت در اینجا مساله مسالۀ قرعه مطرح است که این تکفل را در اینجا تعین بدهد.

