جلسه ۹۰
5در اینجا روایات مختلف است. در اینجا دو تا روایت هست:
یکی روایت دعائم الاسلام است که از حضرت یونس و زکریا و عبدالمطلب بیان میکند و در آنجا حضرت میفرمایند که در این سه مورد به قرعه عمل شد. یعنی حضرت حکم قرعه را تنفیذ فرمودند. امام صادق علیه السلام یا ظاهراً امام باقر، این حکم قرعه را در این سه مورد، حکم شرعی تلقی کردند. این یکی.
یک روایت هم که در اینجا در مورد حضرت یونس هست مرسلۀ فقیه است، عن الصادق علیه السلام قال ما یقارع قوم فوضوا امرهم الی اللَه الا خرج سهم المحق حضرت در اینجا به قرعه یک انفاذ شرعی دادند و قال ای قضیة اعدل من القرعة اذا فوض الامر الی اللَه أ لیس اللَه تعالی یقول فَسٰاهَمَ فَكٰانَ مِنَ اَلْمُدْحَضِينَ که حضرت در اینجا قضیۀ حضرت یونس را یک قضیۀ اعدلی میدانند. و قال ای قضیة اعدل من القرعة اذا فوض الامر الی اللَه أ لیس اللَه تعالی یقول فَسٰاهَمَ فَكٰانَ مِنَ اَلْمُدْحَضِينَ که در اینجا این قضیۀ قرعه این یک مسالهای بوده که در آن زمان، در زمان حضرت یونس این یک امر دارج و رایجی بوده، البته خب در اینجا اشکالاتی شده که چطور حالا در اینجا قائل به قرعه بشویم؟
قبل از اینکه این دو مساله در اینجا ذکر شود این روایتی که مربوط به حضرت مریم هست این روایت را هم در اینجا ذکر کنیم تا اینکه از نقطۀ نظر تاریخی و از نقطۀ نظر روایی این آیات مؤید به روایت و به سنت هم بشود.
در تفسیر عیاشی عن الباقر علیه السلام میفرماید اذ یلقون اقلامهم ایهم یکفل مریم حضرت میفرماید که یقرعون بها ؟ وقتی که یتیم شد اینها قرعه انداختند به حضرت مریم.
در تفسیر قمی هم وارد است که لما ولدت اقتسم آل عمران فیها و کلهم قالوا نحن نکفلها فخرجوا و ضربوا بالسهام بینهم و خرج سهم زکریا که حضرت در اینجا نحوۀ این قرعه و مقارعه را در بین آنها بیان میفرماید.

