جلسه ۹۰
2ممکن است در اینجا بعضیها اشکال کنند بر اینکه القرعة - همان طور که داریم- لکل امر مشکل یا لکل امر مجهول و قرعه در آنجایی است که یک واقع و نفس الامری وجود داشته باشد و قرعه برای استکشاف از آن نفس الامر است و در اینجا نفس الامری وجود ندارد چون یک وقتی فرض کنید که یک داری است، در نفس الامر یا مال زید است یا مال عمرو است ولی در اینجا نفس الامری که وجود ندارد چند نفر هستند و یک نفر از اینها باید تکفل کند، خب نفس الامر کدام است؟ نفس الامری نیست. پس در اینجا این اشکال وارد میشود نسبت به آن قاعدۀ قرعه.
ولی اگر ما توجه کنیم به موارد و دلائل نقلی جریان قرعه، مییابیم که در کلمات فقهاء واقع مجهول و نفس الامر مجهول نیامده، القرعة لکل امر مشکل هر امری که مشکل باشد، خب حالا این امر مشکل شامل میشود لکل مورد مشکل، لکل حادثة مشکلة، لکل واقعة مشکلة و واقعۀ مشکل عبارت است از خود حکمی که این حکم مجهول است. تعلق تکفل به احدهم این یک امرٌ مجهول، که این تکفل به عنوان یک حکم به کدام یک از اینها تعلق میگیرد؟ و رجحانی هم در اینجا وجود ندارد. همۀ اینها علی السویه هستند. پس صرف تعلق التکفل حکمٌ مجهول و این قرعه برای استکشاف از این امر مجهول است. لازم نیست در واقع و نفس الامر تعلق گرفته باشد بر یکی از اینها، اینکه لازم نیست. این یک جهت.
از طرف دیگر میتوانیم بگوییم در اینجا هم واقع و نفس الامر هست. خب در نفس الامر اراده و مشیت پروردگار به یکی از اینها تعلق گرفته. خب ما در مقام امتثال و در مقام حکم ظاهر، علم به آن مشیت نداریم، علم به آن خاص نداریم و علم به آن خیرة اللَه نداریم. در اینجا قرعه به عنوان استکشاف از مشیت خدا و از خیرة اللَه مورد استفاده قرار میگیرد. پس در اینجا باز اشکالی از این نقطۀ نظر چنانکه بعضیها اشکال کردند وارد نمیشود. این یک مساله است.

