اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۹

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

بررسی تنافی دلالت قاعدۀ ید با مفهوم اقرار

نسخه عربی

جلسه ۸۹

3
  • سؤال: .....؟

  • جواب: نه، یک وقتی اقرار بر این است که می‌گوید مال من نیست، یک وقتی می‌گوید این مال زید است.

  • سؤال: اینکه اقرار نشد.....

  • جواب: چرا، خب اقرار علیه همین است دیگر. اقرار این است که نفی ملکیت از خود و اثبات برای غیر می‌کند. وقتی که بگوید فرض کنید که این مال من نیست خب این در واقع همان حکم اعراض را دارد یعنی مساله مساله‌ی اعراض است. اما در باب اقرار، طرفین در باب اقرار قائل‌ هستند، یکی مقر و یکی هم مقر له. آن وقت در اینجا این مساله مورد اشکال واقع می‌شود. لذا بعضی‌ها از این نقطۀ نظر که شما می‌فرمایید در اینجا اشکال کردند در اینکه آنچه که موجَب و مقتضای اقرار هست آن عبارت است از نفی ملکیت از مقر، این را ما داریم اقرار العقلاء علی انفسهم جایز. یعنی اگر ما این علی انفسهم را ظرف متعلقش را همان جایز بگیریم خب این معنایش همین است. این طور می‌شود معنا اقرار العقلاء جائز علی انفسهم یعنی نفوذ و جواز و تنفیذش علی انفسهم هست حالا کار ندارد به اینکه برای چه کسی اقرار کرده؟ و در بعضی از موارد خب مشخص است بر اینکه گاهی اوقات اقراری که می‌کند این لشخصه نیست این ممکن است علی شخصٍ باشد. فرض کنید که اقرار می‌کنند این مال مال فلان کس است و به واسطه‌ی تملک و انتساب این مال به فلان کس، یک ضرری متوجه او می‌شود لدواعٍ یا اینکه فرض کنید که من باب مثال در بحث تنازع بین این مال، شخصین مدعیین این دوتا بر یک مالی تنازع دارند خب این اقراری که الان در واقع دارد می‌کند لشخصٍ هست علی شخصٍ یعنی به نفع یکی و بر علیه دیگری، خب چطور ممکن است ما بگوییم این جمله‌ی اقرار العقلاء علی انفسهم نافذ شامل این مورد می‌شود؟ لذا در اینجا اشکال کردند بر اینکه خب در این فتوای مشهور بر اینکه اگر یک مالی در مورد متنازعینی باشد و یک مقری اقرار کند به این مال برای یکی از این دو مدعیین و متنازعین، این مال او خواهد بود، این فتوا فتوای مشهور است و اشکالی که می‌شود این است که شما در اینجا می‌گویید اقرار العقلاء علی انفسهم نافذ اگر شما این مال را به یکی از این دو مدعیین بدهید این علیه دیگری خواهد بود نه له دیگری. له یکی هست ولی بالاخره علیه دیگری هم بالمسابقه و بالمساوات خواهد بود، لذا اینجا را چه باید کرد؟