جلسه ۸۹
2نکتهای که در اینجا هست این است که اگر ما این ید را دال بر ملکیت بدانیم خب در اینجا نفس حکایت ید بر ملکیت، این در اینجا منافی با مفهوم اقرار است چون طبق روایتی که از پیغمبر اکرم نقل شده من مَلِکَ شیءً مَلِکَ الاِقرار به یا طبق قاعدۀ اقرار العقلاء علی انفسهم نافذ یا جایز، خب اگر ید دلالت بر ملکیت میکند پس چطور در اینجا این با مقتضای اقرار توافق دارد؟ چون اقرار عبارت است از سلب ملکیت. و ما قبلاً گفتیم که ید دلالت بر ملکیت میکند، دلالت بر اختصاص میکند، ملکیت ملکیت ظاهری نیست.
میتوانیم از این مساله جواب بدهیم بر اینکه بله ما در بحث ید که گفتیم ید دلالت بر ملکیت میکند این در صورتی است که دلیل و حجت اقوا، معارض با آن نباشد اما اگر من باب مثال بینه بیاید و با این ید معارضه کند خب طبعاً بینه اقواست و در آن بحث تعارض بین ید و بین سایر امارات عرض شد که در مواردی این امارات بر ید ترجیح دارند و گرچه ید از امارات است و بر اصول حاکم و وارد است اما خب امارات دیگری که اینها حجیتشان حجیت فعلیه است و آن حجیت ید حجیت مشروط است و به عبارت دیگر حجیت لائیه است در صورتی که غیری حاکم و غالب و وارد نباشد در آن صورت ید میتواند در اینجا حکایت و امارت از ملکیت بکند.
همین طور یکی از موارد، خود اقرار مقر است. ید دلالت بر ملکیت میکند و اگر ید دلالت بر ملکیت نمیکرد اقرار مقر هم در اینجا دیگر نافذ نبود چون اقرار باید عن ملکٍ باشد منتهی نه ملک ملک واقعی، ملک ملک ظاهری باید باشد. اگر ید دال بر ملکیت نبود پس بنابراین این اقرار هم دیگر در اینجا نافذ نبود. لذا در بحث ید این مساله مطرح میشود که اگر ید دال بر ملکیتش ناتمام بود آن وقت آیا این اقرار مقر در اینجا نافذ هست یا نافذ نیست؟ فرض کنید که شما میبینید یک شخصی دارد یک ماشینی را راه میبرد، به صرف راه بردن، این ید دلالت نمیکند بر اینکه این ؟ در اینجا مالک این ماشین هست. حالا اگر این ؟ خودش آمد و اقرار کرد بر اینکه این ماشین مال فلان کس است آیا میتوانیم بگوییم در اینجا این اقرار العقلاء علی انفسهم نافذ؟ اینجا دیگر نمیتوانیم این حرف را بزنیم به جهت اینکه الان دلالت بر ملکیت هم در اینجا هنوز ناتمام است. این مثل این میماند که یک شخص غریبی آمده نسبت به این قضیه ادعایی کرده. اول باید این ملکیت ثابت شود تا اینکه اقرار نافذ باشد.

