جلسه ۸۷
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
روایتی از پیغمبر اکرم نقل شد که: من سبق الی ما لم یسبق الیه احد من المسلمین فهو احق به منهم، استفادهای که از این روایت شده در باب اراضی احیاء موات هست، در باب صید هست و همین طور در باب تعلق اولویت به تحیّز در امکنۀ موقوفه و امثال ذلک. مثلاً فرض کنید که در مسجدی یکی زودتر میآید و رحل خودش را در آنجا میاندازد یا در یک جایی مینشیند، در آنجا کسی حق بلند کردن او را ندارد. البته این مساله را هم خوب است ما بدانیم که در مساجد که میآیند و جا میاندازند و رحلی قرار میدهند و اختصاص تحیّزی را در آنجا برای خودشان به وجود میآورند این فقط برای رفتن و تجدید وضو کردن ما در روایات داریم و الّا این که شخصی بیاید - این طوری که الان متداول هست - و خلاصه رحلش را بیاندازد و برود به طور کلی سر کارش و برگردد، یک چنین تعلق حقی را به هیچ وجه ما نمیتوانیم قبول کنیم و اختصاصی را نمیتوانیم در اینجا قائل بشویم.
خب در اینجا از باب سبق که خود این سبق، یک قاعدهی عقلاییه است و یک قضیهی عرفیهی عقلاییه است که سبق در امور، آن موجب تقدم حقی میشود، این از اینجا ناشی میشود. یعنی حتی اگر ما در اینجا روایتی هم نداشتیم چون همان طوری که عرض کردیم خیلی از این قواعد فقهیهی ما و همین طور امارات و اصول عملیه، اینها یک قاعدهی عقلاییه و عرفیه دارند. فرض کنید که در این مسالهی کل شیء لک حلال حتی تعلم انه حرام یا کل شیء لک طاهر حتی تعلم عنه نجس، کل شیء لک مباح حتی تعلم بخلافه، تمام اینها یک ریشهی عرفیه و عقلاییه دارد و آن اینکه خود عرف و عقلا فرض کنید که من باب مثال وقتی که اینها مراجعه میکنند به عقل و سیره و دیدن خودشان و میبینند که در اینگونه تصرفات هیچ گونه منع و حذری از نظر قانون یا از نظر عقل وجود ندارد، در این موارد اینها اقدام میکنند. حالا فرض کنید که عقلا بین نجس و بین طاهر فرق نمیگذارند اما فرض کنید که بین سم و مضر و بین غیر مضر فرق میگذارند. فرض کنید یک چیزی که سم است یا مضر است شما میبینید همین عقلا در اینجا قائل به حذر هستند و کسی که یک اقدامی بکند مذمت میکنند، حتی در موارد شبهات هم همین طور است، میگویند تو که میدانستی[این ضرر دارد چرا اقدام کردی؟]

